{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من آنقدر امروز و فرداهای نیامدن را دیده ام ,

من آنقدر امروز و فرداهای نیامدن را دیده ام ,
که دیگر هیچ وعده بی سرانجامی خواب و خیال و آرزوهایم را آشفته نمیکند . . . . .
حالا یاد گرفتم که فراموشی دوای درد همه نداشتن ها ,
نخواستن ها و نیامدن هاست . . . . .
یاد گرفتم که از هیچ لبخندی ,
خیال دوست داشتن به سرم نزند . . . . .!
یاد گرفتم که بشنوم تا فردا . . . . .
و به روی خود نیاورم که فرداها هیچوقت نمی آیند . . . . .
دیدگاه ها (۸)

گاهی باید یه نقطه بزاری. . . باز شروع کنی. . . باز بخنندی....

پیــــک رو بگـــــــــــــــیر بالا ... بزن بسلامتی شبهایی ...

ﺑــــﻌـﻀــﯽ ﻭﻗــﺘـﺎ ﺁﺩﻡ ﻋــﺠﻴـﺒــــ ﺩﻟــﺶﻣﻴـﺨـﻮﺍﺩ ﻳـﮑـﯽ ﺑـﻬـ...

با یـک لـیـــوان چــــای هــم مـی تــوان مــســت شـــد ...! ...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟓𝟖امروز میخواستم یکم در ...

پارت ۴ ( پایان )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط