{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

-ساعت چنده؟

-ساعت چنده؟


راه می رفت؛


سیگار می کشید؛


و کف دست بر پیشانی می کوبید.


خانه در تب می سوخت.


-مامان..............بابا دوباره زده جاده خاکی!


-گفتی ساعت چند بود؟


-وای................خاک بر سرم


مرد................................


صبح سنگین می شد


ساعت مرده بود


و جای کمر بند بابا هنوز درد می کند.


ساز را برمیدارم و باز مخالف می نوازم
دیدگاه ها (۶)

درخت توت پیر . . . . . . یاد داری مرا . . . . . . کودکی سو...

تو را گم شده ام . . . . . صدا به صدا . . . . . و نگاه از ن...

به تو فکر ميکنم . . . و به پياده رو هایي که قدم نزديم . . ....

♥♥♥ پدر ♥♥♥ از بیرون همه چیز روبراه است , اما هرنفس درد ا...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟲𝟴و برای اولین بار صدام رو ب...

باران آرامی به پنجره‌های خانه می‌خورد. خانه‌ای که زمانی پر ا...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "14" "ویو جئون آنجلینا" ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط