{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✘ رفتـم بگم میخوامشـ ـ ـ

✘ رفتـم بگم میخوامشـ ـ ـ

هیچیـ دیگ گُه زده شد تو ♚زندگیمونـ ـ ـ ـ♚

↶هـHـEـHــه↷

♕⇖نِمیگیری چیـ میگم حاجیـ ـ ـ ـ ـ⇗✘✘✘
دیدگاه ها (۱)

هنوز همون دیوونم حس میکنم مال منی ببین چ خوش خیالم هع لعنتـی...

☜✖ نشد حتی تو این روزا ⇩ ⇚♚ بری ی لحظه از یادم♚⇛

✘⇐ اصـن بزن سلامتـی روزاییـ ک رفتهـ عشق اَس ...ههـ⇉✘

↖ الکــﮮ ♜ خـوش ♜ بـودن ↖ هــم شــده . . . ↙ سبـــک زندگـــﮮ...

پارت ۱۰ بعد از رفتن سوفیا، خونه دوباره ساکت شد.داشتم لیوان‌ه...

پارت ۱۶ فردای اون روز، حدود ساعت چهار عصر، صدای زنگ گوشیم او...

چی بگم دفتر رمانمو گم کردم😅🤣هیچی هم یادم نمیاد🤧بابت این همه ...

پارت ۷ ساعت نزدیک ده شب بود که از ماشین پیاده شدم.بعد از چند...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۱ — یه مهمون جدیدصدای زنگ در دوباره بلن...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۲ — لو رفتی رها!جونگکوک از وقتی تهیونگ ...

گزارش شد حاجی دردت چیه بگو شاید کمکت کردم خب اگه فکر میکنی م...

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

مهمونی پارت ۴۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط