چرا پنهان کنم؟...عشق است و،پیداست
چرا پنهان کنم؟...عشق است و،پیداست
درین آشفته اندوه نگاهم.
تو را می خواهم،-ای چشم فسونبار!-
که می سوزی نهان از دیر گاهم.
چه می خواهی از این خاموشی سرد؟
زبان بگشا که می لرزد امیدم؟
نگاه بی قرارم بر لب تست
که می بخشی به شادیها نویدم!...
دلم تنگ است و چشم حسرتم باز.
چراغی در شب تارم برافروز!
به جان آمد دل از ناز نگاهت؛
فرو ریز این سکوت آشنا سوز!...
درین آشفته اندوه نگاهم.
تو را می خواهم،-ای چشم فسونبار!-
که می سوزی نهان از دیر گاهم.
چه می خواهی از این خاموشی سرد؟
زبان بگشا که می لرزد امیدم؟
نگاه بی قرارم بر لب تست
که می بخشی به شادیها نویدم!...
دلم تنگ است و چشم حسرتم باز.
چراغی در شب تارم برافروز!
به جان آمد دل از ناز نگاهت؛
فرو ریز این سکوت آشنا سوز!...
- ۱.۳k
- ۱۰ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط