{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ فکر می کردم در آغوشش بگیرم بهتر است

‌ فکر می کردم در آغوشش بگیرم بهتر است
بعدها دیدم در آغوشش بمیرم بهتر است

گرم آغوشش شدم ،دست و دلش لرزید و گفت:
شاید از دستت دلم را پس بگیرم بهتر است

از قفس، هرکس رهایت می کند، عاشقتر است
این که من با آن که آزادم، اسیرم، بهتر است

عشق من ! این روزهــا آزادگان زندانی اند
زندگی، بی عشق، زندان است، گیرم بهتر است!

عشق من! ای کاش بودی، عشق من ای کاش بود
زندگی،این طور اگر باشد،بمیـرم بهتر است...
دیدگاه ها (۳)

بچین میز قمارت را دل از من روی ماه ازتوبیا بردار بازی کن سفی...

دوستت دارم پریشان‌، شانه می‌خواهی چه کار؟دام بگذاری اسیرم‌، ...

ای خیره به این خیره چه زیباست نگاهت !جانم به لب آمد چه فریبا...

می نویسم باز یک شعر دِگر تا تو بدانیخط به خط قصه عاشق شدنم ر...

چه روزی از این بهتر؟!دست‌هایی که در قفس اسارت، پرچم ایران را...

عاشقانه های شبنم

خیلی از ما حتا بلد نیستیم آرزو کنیمو گاهی آرزوهایمان را هم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط