{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سوگند به آن حس غریبانه ی چشمت

سوگند به آن حس غریبانه ی چشمت
بی یاد تو هرگز سخن آغاز نکردم

رفتی و دلم بست به سوی همه در را
جز روی تو در را به کسی باز نکردم

گفتم که بگویم غزلی لایق عشقت
حس غزلم را به تو ابراز نکردم

شبها که به خاطر گذرد یاد عزیزت
در خواب به جز نام تو آواز نکردم

زنجیر به پای دل من بست نگاهت
بی حال و هوای تو که پرواز نکردم
دیدگاه ها (۲)

بانو صدایت محفل غم رابهم ریخت عطر تنت گلهای مریم را بهم ریخت...

نوشتم بی" تـو" غمگینم ،........ نوشتم بی" تـو" افسرده ،مرا ب...

دیوانه شدم فکر نکن مست شرابمدائم تو نزن زخم بر این جسم کبابم...

نخواب ای اسمون امشب..که من بیداره...بیدارم..یه امشب دل به من...

ص ۶۴‌من خاطر خواه زیاد داشتم ولی عاشق واقعی ندیدم اکثریتشون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط