{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#مینی_رمان

#مینی_رمان
#توت_فرنگی
#BTS
#part:۷
سیا نزدیک در ایستاد و تا خواست فرار کنه تهیونگ اونو گرفت:کجا میری؟راه فرار نداری
سیا:پروژه مهمه نمیشه ولش کرد بايد بریم
تهیونگ:مهم نیست ولش کن...کاری که تازه کردی رو تکرار کن
سیا:چ..چه...چکاری؟من کاری نکردم
تهیونگ:بوسه یکم پیش
سیا:اشتباهی شد
تهیونگ:دوباره همون اشتباه رو تکرار کن
سیا:تهیونگ ولم کن میخوام برم
تهیونگ:اینبار نه
سیا:تهیووونگگگ
تهیونگ:ی شرط هست
سیا:چی؟
تهیونگ فاصله بینشون رو پر کرد و گفت:متاسفانه باید اجازه بگیرم...باید دوباره بوسم کنی
سیا:نع اصلا
تهیونگ:پس بزار من بوست کنم...
سیا:روی گونم فقط
تهیونگ که تو دلش عروسی بود با لذت گونه ی سیا رو بوسید...
تهیونگ:مطمئنی من خوشمزه ترم؟طعم وانیلی که داری خوشمزه تره
سیا تهیونگ رو هلش داد و از اتاق زد بیرون
هر لحظه ممکن بود قلبش از جا کنده بشه....با ذوق دستش رو روی گونه ی سرخ شده اش گذاشت و ازونجا رفت
خب حالا تهیونگ چیکار میکرد؟اون عاشق دیوونه که الان از معشوقه اش بوس گرفته داره چیکار میکنه!؟
فقط تو دلش عروسیه؟فک نکنم...


باورم نمیشهههههه اولین باره رمانی رو اینقدر عاشقانه میکنم
واقعا این منم!؟اه خدای من این آخرین باره
دیدگاه ها (۶۴)

تک‌پارتی تهکوک | «عملیات نجات کیک»جونگکوک با قیافه‌ای کاملاً...

Heir of Light and Darknesspart : 8بعد از خوردن صبحانه جونگ‌ک...

رمان تهکوک

پارت ۸ | رئیس، شما مشکل دارین! 😂ساعت ده صبح بود.تهیونگ پشت م...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁶. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮._ داری..چیکار.......

عشق مافیا:)))پارت چهاردهم :جیمین: سلام یونجون یونجون: سلام (...

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

《نوری در دنیای مرده ها》پارت⁴ ساعت ۶ صبحویو یونایکی چیزی داشت...

پارت ۹

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۱۱$کایرا داشت از سکو پایین می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط