چند پارتی P
چند پارتی P13
توی حال خودتون بودین که در حموم رو میزنن:
فلیکس: هیونجیناااا!....
هیونجین با اشاره میگه که ساکت باش.
فلیکس: هیونجینا حمومی؟ تو که گفتی تازه از حموم اومدی!
هیونجین: آها آره، ولی یادم رفت صورتمو اصلاح کنم دوباره اومدم، چیشده؟ کارم داری؟
فلیکس: نه فقط دنبال ا.ت میگردم نگران شدم از صبح دارم دنبالش میگردم نیستش.
هیونجین: شاید رفته بیرون، گفتم که بهش زنگ میزنم بهت میگم، نگران نباش.
فلیکس چشمش به ملحفه ی خونی میوفته سریع میاد جلوی در حموم و میگه: هیونجینا مطمئنی سالمی؟ این خون چیه؟
تو و هیونجین تو حموم خشکتون میزنه، فکر اینجا رو نکرده بودید، توی چشماتون برق خاصی از بگایی بود(😐😂)
فلیکس: هیونجینا؟ این لباس ا.ت نیست؟ نکنه زدی کشتیش؟(نگران و وحشت کرده)
هیونجین با حوله با یه لبخند گنده از حموم بیرون میاد و میگه: خیلی خب مچمو گرفتی! باشه! فقط به کسی چیزی نگو!
فلیکس: صبر کن، هیونجین داری چه گوهی میخوری؟ زودباش بگو چیکار کردی
هیونجین: ای بابا چرا انقدر گیراییت ضعیفه، همونکاری که فکرشو میکنی دیگه!
فلیکس: کشتیش؟(تعجب)
هیونجین: (میزنه تو سرش) دیشب کردمش، حتما باید انقدر صریح بگم که متوجه شی؟
فلیکس: (از تعجب دهنش وا مونده) الان کجائه؟
هیونجین: ای بابا چقدر سوال میکنی بیا برو بیرون دیگه!
هلش میده و تا دم در میبرتش
هیونجین: بای بای بعدا میبینمت☺️(لبخندی که سعی داره همه چیزو جمع کنه)
برمیگرده و میبینه تو خیلی کیوت بی خبر از اینکه زل زده بهت حوله پیچیدی دورت و داری موهاتو مرتب میکنی
هیونجین: عشقم چجوری پیش فلیکس جمع و جورش کنم؟ باورت میشه فکر میکرد کشتمت؟
ا.ت: آره😂 داشتم پاره میشدم از خنده، بنظرت فهمید تو حموم بودم؟
هیونجین: نمیدونم باید برم پیشش
لباساشو پوشید و موهاشو واسش خشک کردی و گفت: مرسیییی عشقم! من میرم پیش فلیکس جمعش کنم🤣🎀 دوستت دارم!
هیونجین وارد اتاق تمرین میشه و همه میخوان بدونن چرا انقدر دیر اومده
چان: هیونجینا چرا انقدر دیر کردی؟ میدونی چند بار فلیکسو فرستادم بیاد ببینه کجایی؟
هیونجین لبخند کیوت و خجالتی میزنه: میدونم هیونگ ببخشید دیشب مست بودم و دیر خوابیدم، نتونستم صبح بلند بشم😅🎀
ای ان: هی هیونگ مطمئنی موضوع فقط همینه؟ راستی دوست دخترت کجائه؟ چرا نمیاد تمرین؟(شیطون)
هیونجین چشماشو ریز میکنه و با عصبانیت الکی میگه: جونگینا من و تو بعدا تنها میشیم یه وقتی گیرت میارم که هیونگات دیگه نیستن، به فکر اون موقع هم باش☺️🔪
هان: حالا جدی ا.ت چرا نمیاد؟
هیونجین: گفتش امروز حالش خوب نیست نمیتونه بیاد، نمیدونم چرا
بعد تمرین فلیکس هیونجینو میکشه میبره تو حیاط کمپانی میشینن و میگه: هیونجینا زود، تند، سریع میگی دیشب داشتی چه گوهی میخوردی؟
هیونجین: هیچی فقط... آه باشه... باهم س.کس کردیم.
فلیکس: خودش راضی بود؟
هیونجین: میدونی، اینطور که گفتش از اول میخواسته همچین کاری کنه ولی خب خجالت کشیده بگه، امروز اولش فکر کردم نمیخواسته و چون دیشب مست بوده و حالیش نبوده باهام خوابیده، حتی گریه هم کردم ولی بعدش نمیدونی چجوری اومد تو حموم و توضیح داد که حرفشو بد برداشت کردم، خیلی خوب بود✨️😭
فلیکس: فقط مگه دیشب چیکار کردی که تخت اونقدر خونی بود؟ پشمام ریخت فکر کردم زدی کشتیش!😐
هیونجین: خب ببین ترجیح میدم نگم🫠(خجالت)
فلیکس: ببین دیوونه بزنی ناراحتش کنی من میدونم با تو فهمیدی؟
هیونجین: حالا چرا....
منتظر پارت بعد باشید
توی حال خودتون بودین که در حموم رو میزنن:
فلیکس: هیونجیناااا!....
هیونجین با اشاره میگه که ساکت باش.
فلیکس: هیونجینا حمومی؟ تو که گفتی تازه از حموم اومدی!
هیونجین: آها آره، ولی یادم رفت صورتمو اصلاح کنم دوباره اومدم، چیشده؟ کارم داری؟
فلیکس: نه فقط دنبال ا.ت میگردم نگران شدم از صبح دارم دنبالش میگردم نیستش.
هیونجین: شاید رفته بیرون، گفتم که بهش زنگ میزنم بهت میگم، نگران نباش.
فلیکس چشمش به ملحفه ی خونی میوفته سریع میاد جلوی در حموم و میگه: هیونجینا مطمئنی سالمی؟ این خون چیه؟
تو و هیونجین تو حموم خشکتون میزنه، فکر اینجا رو نکرده بودید، توی چشماتون برق خاصی از بگایی بود(😐😂)
فلیکس: هیونجینا؟ این لباس ا.ت نیست؟ نکنه زدی کشتیش؟(نگران و وحشت کرده)
هیونجین با حوله با یه لبخند گنده از حموم بیرون میاد و میگه: خیلی خب مچمو گرفتی! باشه! فقط به کسی چیزی نگو!
فلیکس: صبر کن، هیونجین داری چه گوهی میخوری؟ زودباش بگو چیکار کردی
هیونجین: ای بابا چرا انقدر گیراییت ضعیفه، همونکاری که فکرشو میکنی دیگه!
فلیکس: کشتیش؟(تعجب)
هیونجین: (میزنه تو سرش) دیشب کردمش، حتما باید انقدر صریح بگم که متوجه شی؟
فلیکس: (از تعجب دهنش وا مونده) الان کجائه؟
هیونجین: ای بابا چقدر سوال میکنی بیا برو بیرون دیگه!
هلش میده و تا دم در میبرتش
هیونجین: بای بای بعدا میبینمت☺️(لبخندی که سعی داره همه چیزو جمع کنه)
برمیگرده و میبینه تو خیلی کیوت بی خبر از اینکه زل زده بهت حوله پیچیدی دورت و داری موهاتو مرتب میکنی
هیونجین: عشقم چجوری پیش فلیکس جمع و جورش کنم؟ باورت میشه فکر میکرد کشتمت؟
ا.ت: آره😂 داشتم پاره میشدم از خنده، بنظرت فهمید تو حموم بودم؟
هیونجین: نمیدونم باید برم پیشش
لباساشو پوشید و موهاشو واسش خشک کردی و گفت: مرسیییی عشقم! من میرم پیش فلیکس جمعش کنم🤣🎀 دوستت دارم!
هیونجین وارد اتاق تمرین میشه و همه میخوان بدونن چرا انقدر دیر اومده
چان: هیونجینا چرا انقدر دیر کردی؟ میدونی چند بار فلیکسو فرستادم بیاد ببینه کجایی؟
هیونجین لبخند کیوت و خجالتی میزنه: میدونم هیونگ ببخشید دیشب مست بودم و دیر خوابیدم، نتونستم صبح بلند بشم😅🎀
ای ان: هی هیونگ مطمئنی موضوع فقط همینه؟ راستی دوست دخترت کجائه؟ چرا نمیاد تمرین؟(شیطون)
هیونجین چشماشو ریز میکنه و با عصبانیت الکی میگه: جونگینا من و تو بعدا تنها میشیم یه وقتی گیرت میارم که هیونگات دیگه نیستن، به فکر اون موقع هم باش☺️🔪
هان: حالا جدی ا.ت چرا نمیاد؟
هیونجین: گفتش امروز حالش خوب نیست نمیتونه بیاد، نمیدونم چرا
بعد تمرین فلیکس هیونجینو میکشه میبره تو حیاط کمپانی میشینن و میگه: هیونجینا زود، تند، سریع میگی دیشب داشتی چه گوهی میخوردی؟
هیونجین: هیچی فقط... آه باشه... باهم س.کس کردیم.
فلیکس: خودش راضی بود؟
هیونجین: میدونی، اینطور که گفتش از اول میخواسته همچین کاری کنه ولی خب خجالت کشیده بگه، امروز اولش فکر کردم نمیخواسته و چون دیشب مست بوده و حالیش نبوده باهام خوابیده، حتی گریه هم کردم ولی بعدش نمیدونی چجوری اومد تو حموم و توضیح داد که حرفشو بد برداشت کردم، خیلی خوب بود✨️😭
فلیکس: فقط مگه دیشب چیکار کردی که تخت اونقدر خونی بود؟ پشمام ریخت فکر کردم زدی کشتیش!😐
هیونجین: خب ببین ترجیح میدم نگم🫠(خجالت)
فلیکس: ببین دیوونه بزنی ناراحتش کنی من میدونم با تو فهمیدی؟
هیونجین: حالا چرا....
منتظر پارت بعد باشید
- ۱۸۴
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط