{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی P11

چند پارتی P11



صبح:
با درد از خواب بلند میشی، اتاق تاریکه، پرده کشیده‌س، سرت درد وحشتناکی میکنه اما درد شکمت وحشتناک تره.
کنارت هیونجین رو میبینی که کاملا لخته و خوابیده، پتو رو کنار زدی و دیدی تو هم همینطوری کاملا لخت! لکه ی بزرگ و قرمز خون روی ملحفه توجهت رو جلب کرد، یه حس ترس کل وجودتو گرفته بود، به خودت که اومدی دیدی توی اتاق هیونجینی.
آروم صداش کردی: جینی... جینی پاشو... زودباش... جینی...
نگران صداش میکردی و میخواستی بدونی چی شده، چون دیشب مست بودی یادت نمیومد چیکار کرده بودی.
هیونجین با صدا زدن هات بیدار شد و نگران نگاهشو داد بهت: چیشده ا.ت؟ خوبی؟
دستتو میزاری روی شونه‌ش و تکونش میدی: جینی دیشب چی شد؟ چیکار کردی باهام؟
بغلت میکنه و موهاتو نوازش میکنه: نگران نباش ا.ت چیزی نیست فقط دیشب باهم س.کس کردیم.
ا.ت: چی؟ چطوری همچین کاری کردیم، چطور تونستیم؟
ته دلت داشتی به این فکر میکردی که شاید هیونجین با کاری که کردی دیگه دوستت نداشته باشه و نخوادت ولی نمیدونستی کسی که شروع کرد خودش بود. برای همین کلی سوال پیچش کردی:
کی انجامش دادیم؟ چطوری انجامش دادیم؟ اصلا کی شروعش کرد؟
واست توضیح میده: ا.ت آروم باش عزیزم، هیچ اتفاق بدی دیشب نیوفتاده، دیشب بعد از اینکه رفتیم بار و مست شدیم اومدیم اینجا، و خب س.کس کردیم
ا.ت: هیونجینا راستشو بگو... هنوزم دوستم داری؟ حتی بعد دیشب؟
هیونجین: (میزنه به پیشونیت) احمق! معلومه که نه دوستت ندارم... عاشقتم
ا.ت:(محکم میزنی توی بازوش) ترسیدم😒 چرا همچین شوخی بی‌مزه ای میکنی؟
هیونجین: چون عاشقتم

خواستی بری دستشویی ولی وقتی خواستی بلند بشی پتو از روت افتاد و همه جات معلوم شد، از خجالت سرخ شدی، اصلا حواست نبود که لختی
هیونجین: اوه چه صحنه ی زیبایی
ا.ت: خفه شو عزیزم☺️😒
یهو میکشتت توی بغلش و پتو رو کلا میندازه زمین
ا.ت: نکن
هیچی نگفت و فقط شیطون نگاهت کرد
ا.ت: هیونجینا!
بازم ساکت بود
خواستی در بیای ولی محکم تر گرفتت
ا.ت: ای بابا ولم کن!
هیونجین: خودت گفتی خفه‌شم🤷🏻‍♀️
خواستی چیزی بگی که دیدی دارن در میزنن و فلیکس داره میگه: هیونجینااااا در رو باز کن! زنده ای؟ ساعت ۱۲ و نیمه چرا نیومدی تمرین، ا.ت هم نیستش!
هیونجین همونجوری لخت بلند شد رفت در رو باز کرد ولی فقط کلشو بیرون در برد: یونگ بوکا چیشده؟
فلیکس: چرا نیومدی تمرین؟ از ا.ت خبر نداری؟ چرا درو انقدر کم باز کردی؟
هیونجین: دیشب مست بودم و بیدار موندم برای همین خواب موندم، نه والا نمیدونم کجاست زنگ میزنم خبرشو میدم، چون از حموم اومدم
فلیکس: اوکی من میرم زودتر بیا واسه ادامه ی تمرین، ا.ت رو هم بیار
ا.ت: واو چه دروغگوی خوبی! تنها چیزی که درست بود این بود که مست بودی😒
هیونجین: خب چیکار میکردم در رو باز میکردم و میگفتم آره ا.ت اینجاست دیشب کردمش؟
یهو چیزی یادت اومد، با ترس به هیون نگاه کردی
ا.ت: جینی... دیشب یادت که نرفت کان.دوم بزاری؟ یه وقت....
هیونجین: خیالت راحت، همه چیز امنه!
ا.ت: من میرم اتاقم، میخوام برم حموم
هیونجین دستتو میکشه و میگه: باهام س. کس میکنی، جینی صدام میکنی، اینطوری منو دیوونه میکنی و انتظار داری ولت کنم تا بری تنهایی دوش بگیری؟ عمرا!
بلندت میکنه و میبرتت توی حموم و....


منتظر پارت بعد باشید
دیدگاه ها (۴)

چند پارتی P12بلندت میکنه و میبرتت توی حموم. ا.ت: چیکار میکنی...

چند پارتی P13توی حال خودتون بودین که در حموم رو میزنن:فلیکس:...

چند پارتی P10⚠️هشدار اسمات⚠️(گرچه صحنه های شیرینی رو از دست ...

چند پارتی P9در باز شد... چان بود... اون شما دوتا رو تو این و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط