{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مڹ ڪجا آغوشِ دلخواهَت ڪجا

مڹ ڪجا آغوشِ دلخواهَت ڪجا
آڹ نگـاه و صـورتِ ماهَـت ڪجا

ڪاش پیشـانی نِوشتم می شدی
یا ڪہ سلطاڹِ سِرشتم می شـدی

باز گفتم ؛ مڹ ڪجا عشقت ڪجا
لمسِ آن آغـوشِ با عشقت ڪجـا ❤ ️❤ ️
دیدگاه ها (۱)

پلک که میزنیآیه های عشقیک به یکبر قلب چشمهایم نازل می شوندو ...

حکایت بارانی بی امان استاینگونه که مندوستت می دارم.شوریده وا...

بگذار که در حسرتِ دیدار بمیرماز دردِ نداریِ دل ، هر بار بمیر...

.آغوشت به من حس پرواز می‌دهد.با تو می‌توان تمام شهر را،و حتی...

نبودنت عادت نمی‌شودتازه است مثل هر باران... #من_او_را_دوست_د...

با دستانی گرم و لرزان، صورت ظریف و خیس از اشک ات را قاب گرفت...

part 32روزهای بعد از آن حادثه، سکوت سنگینی بین اعضا حاکم بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط