Part

Part 46 :
صب که پاشودیم کوک منو. گذاشت ارایشگاه و خودشم رفت ارایشگاه ساعت ۶ ارایشگاه بودم ساعت ۱۱ صب کارم تموم شد کوکم کاراشو کرد و اومد دنبالم با کلی ذوق بغلم کرد. منم بغلس کردم
_ عشقم بی نهایت زیبا شدی
+ همچنین مستر جئون
سوار بوگاتی مشکیمون شدیمو به سمت باغ رفتیم تا عکسارو بگیریم از شهر دوساعت فاصله داشت و برا همین ساعا ۱ رسیدیم باغ عکسا و فیلمامونو گرفتیم ساعت ۶ شد باید ساعت ۸ تالار میبودیم و ذقیقا به موقع رسیدیمو وارد سالن شدیم همه ایستاده تشویق کردم و دست زدن و ماهم رفتیم پیش عاقد ( نمیدونم اونا چی میگن بهشون حوصله هم حدارم بگم یاروعه چی گفت)
همون یاروعه : من شمارو زن و شوهر علام میکنم میتونید
قبل اینکه حرفشو کامل منه کوک دستشو گذاشت ذور کمرمو و بوسیدتم و همه همراه خنده تشویقمون کردن و رسیدیم به مرحله‌ی بزن برقص تانگو رقصیدیم تکی رقصیدیم مهمونا رقصیدن و موقع پرتاب گل شد گل و از پشت فرستادم هوا برگشتم دیدم تهیونگ از رو هوا گرفتشو برد جلوی لیا زانو زد و ازش خاستگاری کرد و اونم بله رو داد کارا تموم شد و ساعت. ۳ رسیدیم در عمارتمون جایی که دیگه متعلق به منو کوک بود تا وارد شدیم کوک براید استایل بغلم کردو از پله ها بردتم بالا و گذاشتم زمین چرخیدم تا بند های لباسمو باز کنه هردومون یه دوش سزیع گرفتیم اول من رفتم بعدم کوک  وقتی داشتم موهامو خشک میکردم کوک اومد بیرون و من متوحهش نشدم لای در تکیه داد و بعد ز اینمه موهامو خشک کردم تازه متوجهش شدم
+ وای ترسیدم میخوای موهاتو خشک کنم
_ حتما خانومم
اومد نشست موهاشو خشک کردم و به محض اینکه تموم شد برگشت سمتم
دیدگاه ها (۱)

Part47:صبح از خواب با درد دور شکمم بیدار شدم چشمامو بهم فشار...

Part45: دیدم کوک روم خیمه زده + اوممم کوک چیکار میکنی بگیر ب...

Part44: یک ساعت از وقتی که رفتن میگذره + کوک خسته شدم دیگه ه...

ارباب مرگبار من : پارت ۹از زبان اتبرگای نداشتم ریخت ته و کوک...

پارت ۱۶ فیک دور اما آشنا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط