{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من وقتی کوچک بودن در بغل پدر گرامیی

من وقتی کوچک بودن در بغل پدر گرامیی
خخخ چقدر دوسم داشتا حتی یه لبخندم نزده بهم
ااا پدرر تو چقدر بی احساسی بخند بهم ااا
خخخ اما این بچهه هه که پسره
خب اصلاخح میکنم
پدرک با نوه ش پسررم
پدررر به نوه ت بخنندد خخ ااا
اوا من که پسر مدارم فقط یه دختر دارم خخخ
خو پسر مردم بخند بهش دیگه اااا
دیدگاه ها (۱)

وووییی نگااش کننن

وووییی اینجووورر نگااا نکککننن من قلبم ضعیییفههه

تقویمم عشقممم ای جووون

ای وایی خخخ این مااال مااه توووللدد منهههه وویی

خب بریم برای پایان این سناریو الهه هام ✨ پدرش : راستش از این...

پارت [2]از دید راوی......بعد ازین که رسید مستقیم لباسشو عوض ...

part65

پارت ۱: مافیایی مخفی

لجباز_جذاب103لباش رو چسبوند به لبامو محکم مک میزد.. منم کمکش...

پارت = ۴۹

سلاممن ساره ام 16 سالمعخخخ بسه دا چقد بیو دادمخو راسش من ماد...

عشق در سایه سلطنت پارت 309

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط