{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۴۷

پارت ۴۷
#دیانا
با بچه ها رفتیم
ممد. بچه ها برگردیم ؟ زیادی دور شدیم
پ. ن
ممد. آخه هوا داره تاریک میشه
م. حالا یکم دیگ بریم
۲۰ میل بعد
هوا خیلی تاریک بود
ممد. وای الان چکار کنیم؟
د. خب ۲ نفر سمت راست ۲ نفر سمت چپ
پ‌. منو ممد سمت راست میریم
م. منو دیانا سمت چپ
ممد. مراقب باشید
با مهدیس رفتیم یهو یک چیزی رد شد
جیغ زدم
م‌ . نترس دیان
د‌ .ب باشه
داشتیم میرفتیم یهو
#پانیذ
با ممد رفتیم
۲۸میل بعد
ک بچه ها رو پیدا کردیم خبری از مهدیس و دیانا نبود
همه داشتیم نگران میشودیم
ا. من میرم دنبالشون
محراب. وایسا منم میام
ممد.مراقب باشید
ارسلان و محراب رفتند دنبالشون


به نظرتون چه اتفاقی افتاده برای دیانا و مهدیس ؟
دیدگاه ها (۱۵)

《نوری در دنیای مرده ها》پارت 2ویو تهیونگ که رفتم سمت در.دست گ...

KIM V

Part ¹⁴ویو لیلی با رضایت از کارم لبخندی زدمو گفتم+ نگران نبا...

داستان زندگی منپارت:20*چجوری؟کجاهمو دیدین؟+توی آمریکا،یروز ک...

رمان سوم پارت بیستم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚.@ویو دازای ی...

پارت چهاردهم

رمان:( تاوقتی که عاشقت شدم )

......//برده ی زیبا//.....

بریم✨ با این حرف های اون دختر تو خیلی عصبانی شدی و اضطراب رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط