«سناریو»

«سناریو»
«وقتی میگی حیوون خونگی میخوام»


نامجون: حیوون خونگی؟ به جای این کار ها بیا بریم کتابخونه تا کتاب بخونیم
ا.ت: پشیمون شدم(رفت)

جین: ها حیوون خونگی؟.. نهه صورت ورلد واید هنسام خراب میشع...
ا.ت: واقعا الان چه ربطی به حیوون خونگی داشت.
جین: همینجوری گفتم...

جیهوپ: سانشاینم لباساتپ بپوش بریم حیوون خونگی بگیریم
ا.ت: یسسس

شوگا:(خوابه)
ا.ت: یاا شوگا تو بهم قول داده بودی میریم حیوون میخریم و تو الان خوابیدی...(داد)
شوگا: چیشده... زلزله اومده؟ جنگ شده؟  چرا داد میزنی؟ منو از خواب نازنینم بیدار کردی..
ا.ت: اصن من گهرم(رفت)

جیمین: موچیه من حیوون خونگی میخواد... پاشو حاضر شو بریم بگیریم..

تهیونگ: هاا حیوون خونگی... یونتان هست دیگه.. بیا با همین یونتان بازی کن...
ا.ت: نمیخاممم من یه گربه میخام
تهیونگ: بخا... منم خیلی چیزا میخام...
ا.ت: یااااا اصن ولش کن...(رفت)

جونگکوک:(داره تو یخچال دنبال شیر موز میگرده..)
ا.ت: یااا من حیوون خونگی میخام.
جونگکوک: منم شیر موز میخام
ا.ت: بخا..
جونگکوک: من بزور از تو میتونم نگهداری کنم حالا بخام از یک حیوون نگهداری کنم.. بشین سر جات.. بقول نامجون یکم کتاب بخون تا هوشت بره بالا..
ا.ت: اوففف من قهرم..(رفت)

حمایت کنید...
نظرتون رو تو کامنتا بهم بگید
درخواست سناریو داشتید توی پیوی بهم بگید..
دیدگاه ها (۱۷)

سناریو بی تی اس درخواستی:وقتی میخوایم بریم رو تخت بخوابیم به...

سناریو باچیرا پارت دوم

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

سناریو bts(وقتی گردنشو میبوسی)«نامجون: اوممم عاشقتم تو خیلی ...

True Love③②چند ساعت بعد تهیونگ: لباست رو دوست داشتی؟ ا/ت: خی...

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

[چند پارتی]

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

Love you پارت هفدهم _بچه خودتی&ارع بابا معلوم-ایش-اصن بیخیال...

𝓛𝓲𝓽𝓽𝓵𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓼𝓸𝓷𝓮𝓻 [𝓹𝓪𝓻𝓽 ³⁰]*تهیونگ ویو*دکمه‌ی طبقه‌ی سوم را فش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط