{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهش گفتم دوستت دارم باورنکرد، گفتم تنهام نذارتنهام گذاشت،

بهش گفتم دوستت دارم باورنکرد، گفتم تنهام نذارتنهام گذاشت، یک روزاومدپیشم! برام گل آورد! گریه کردگفت :پشیمونم، گفت"دوستت دارم"میخواستم بغلش کنم بگم بخشیدمت
امااون رفتوخیسی اشکاشوروسنگ قبرم جاگذاشت..
دیدگاه ها (۱)

vaghan....

بهش گفتم دوستت دارم باورنکرد، گفتم تنهام نذارتنهام گذاشت، یک...

پارت¹⁷ •sad rose•تهی: خب خب اون الان با یکی دیگه ست یعنی.......

پارت ۶ وییوی مینهو:وقتی اقای هان اینا رو بهم گفت جا خوردم ا...

رمان تهیونگ

P²⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

گل خونی پارت  38- چرا من  من بگم تو چرا قبول کردیتهیونگ و شو...

سلاممم خوشگلااا... 🪽🤍✨️می‌خواستم راجع‌به یه موضوع کوچولو باه...

سلام دوستان می‌خوام محتویات خوابم در مورد نیما بگم چند روز ...

برده عمارت جئون

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط