{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان تهیونگ

نام رمان :اتاق شماری 7

نام اینگلیسی :روم نامبر سِوِن

[ROO Number seven]

(پارت سوم فصل دوم)

_______________________


تیهونگ با سینه غذا روبه روم بود

"+بله؟(سرد)

تهیونگ بدون حرف اومد داخل اتاقم و در بست سینه رو روی میز کنار پنجره گذاشت

" +نمی خوام ببرش

تهیونگ اومد روبه روم دستمو گرفت گذاشتروی صندلی کنار میز قاشق برداشت و پر از غرا کرد آورد جلوی دهنم

"+گفتم....

هنوز حرفم تموم نشد که غذا رو گذاشت داخل دهنم

"_بخور..

با اخم الکی بهش نگاه کردم و غذا رو خوردم
وقتی دهنم خالی میشود تهیونگ قاشق بعدی میزاشت داخل دهنم


" ویو. چند دقیقه بعد "

غذام تموم شد ولی سینی روی میز بود تهیونگ قاشق گذاشت کنار سینی و به چشمام زل زد انگشت شست شو روی لبم کشید سرمو عقب کشیدم

" +نکن...

" _هنوز ناراحتی

سرمو تکون دادم بعد گفتم

"+بهم حق بده خب تو خودت میدونی اون دختر خالت چقدر بهت می چسبه بعد تو میری بغلش میکنی و خانم می بری خونه ایششش...

تیهونگ به حرفم خندید انگار دارم شوخی می کنم

هوفی کشیدم و سینه غذا رو برداشتم و رفتم سمت در اتاق تا میخواستم در باز کنم تهیونگ گفت

" _اجوما میاد میبره

سرمو چرخوندم طرفش و اداشو در آوردم زود از اتاق بیرون اومد تهیونگ بدو بدو اومد دنبالم منم با سینه داخل دستم ازش فرار میکردم

" _وایسا تا بهت نشون بدم آوای منو در بیاری چی میشه

خنده ای کردم.

"+اگه تونستی بگیر

یهو محکم دستمو کشیده شد

"+ولم کن(خنده)

تیهونگ زد زیر خنده

" _نگه نگفتی نمی تونم بگیرمت حالا که گرفتمت

تا میخواستم از دستش فرار کنم هلم داد روی مبل خودشم اومد روم و....

___________________________

خبببببب کافیتونه

2 پارت چند پارتی آپلود کردم دو پارتم این رمان واقعا خستم ولی اشکالی نداره شما خوشتون میاد کافیه اومیدوارم دوست داشته باشین ❤️💞✨
دیدگاه ها (۷)

رمان تهیونگ

رمان تهیونگ

رمان تهیونگ

رمان تهیونگ

رمان تهیونگ

رمان تهیونگ

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۳ویو راوی تهیونگ...

رمان تهیونگ

رمان تهیونگ

رمان تهیونگ

«رایحه پنهان»تهیونگ هنوز مشغول اسپری کردن گل‌ها بود، اما هر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط