{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آغا ما یه روز با دوستامون داشتیم از دانشگاه میرفتیم خونه

آغا ما یه روز با دوستامون داشتیم از دانشگاه میرفتیم خونه منم اعصاب داغون برف هم اومده بود .جلویه پام یه قوطی نوشابه بود ما هم تریب عصبی اومدیم اینو بشوتیم.جاتون خالی این پام به اون پام گفت تو ... نخور.هیچی دیگه کفه خیابون پهن شدم.حالا دوستامو میبینم همه دارن از خنده جدول گاز میزنن یکی هم نمیاد کمک من.با هزار بدبختی پا شدم رفتم خونه. آغا روز بعد رفتم دانشگاه جلوی در بچه ها چنتا قوطی نوشابه گذاشتن که توروخدا بازم بشوت.خداییی اینا هم رفیقن ما داریم؟؟
هیچی دیگه از اون روز تصمیم گرفتم زمستون شلوار ورزشی بپوشم برم دانشگاه ⁦:-|⁩
دیدگاه ها (۱)

از صفحه شات گرفتم کاری داشت براش فرستادم... بعد دید اسمشو گذ...

@.Donyam. خخخخخ

رومان روز برفی (پارت 2 )از زبان اتامروزم مثل روزایہ دیگہ رفت...

رومان روز برفی (پارت 1)از زبان ات:امروز شنبہ 15 ژانویہ است ب...

رمان :«پسر عموی جذابم»part :1 ویو «سلین»با صدای آلارم گوشیم ...

پارت شش مافیای بیرحم دختر لجباز

چند پارتی درخواستی

رمان هکر کوچولوی من پارت اول

رمان هکر کوچولوی من پارت سوم

فیک: زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت پنجم(اخر)(فرد...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:8ویو «سلین»بلاخره بعد چند ساعت زن...

پارت ۴ وییوی جیسونگ:وارد خونه شدم خونه ای که فکر میکردم یه ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط