{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رززخمیمن

#رز_زخمی_من

part. 89

هلنا. تو چرا اینجایی؟*دستشو رپی بازوی جونگکوک میزاره.*

جونگکوک. ما اومدیم سفر

*ات به اخم ریز به دست هلنا نگاه میکنه.*

ات. اره اره، خب جونگکوک قرار بود به من کمک کنی

*جونگکوک از هلنا دور میشه و جفت دیگه کفش رو به پای ات میپوشانه.
هلنا کنار ات نشست.*

هلنا. وای چه زوج قشنگی..... جونگکوک میشه اون کفشای قرمز رو برام بیاری؟؟

*اخم بیشتری روی صورت ات نشست.با نوک کفش به زانوی جونگکوک ضربه زد.*

جونگکوک. اخ....... درد داشت خانومم *در گوش ات گفت. و کفش های قرمزو برداشت و جلوی جونگکوک گذاشت. جونگکوک دوباره جونگکوک ات زانو زد و پای دیگش رو ماساژ میداد.*

هلنا. ممنون

جونگکوک. از کفشات خوشت میاد؟؟ راحته؟ پشت پاهاتو اذیت نمیکنه؟

ات. نه..... ولی یکم گشاده

*جونگکوک روفت و دنبال یه سایز بهتر.*

هلنا. شما قراردادی ازدواج کردید؟

ات. بله؟؟

هلنا. منظورم ازدواج قرار دادی هست.

ات. که چی؟

هلنا. اها... هیچی فقط کنجکاو بودم.

ات. چیزی برای کنجکاوی وجود نداره.

هلنا. البته...... خب من یه مهمونی دارم خیلی براش زحمت کشیدم... خوشحال میشم که بیای

ات. اگه موقیعتشو داشتیم میایم

هلنا. قطعا که جونگکوک زحمات منو نادیده نمیگیره و میاد.... تو اگه خواستی میتونی بیایی

جونگکوک. ما با هم هستیم.... چه بیایم چه نیایم.*کفش رو جلوی ات گذاشت و شروع کرد به در آوردن کفش های قبلی.*

هلنا. فکر نمیکردم که زحماتم برات مهم نباشه.

جونگکوک. توجه میکنم به زحماتت.... ولی همونطور که ات گفت.... اگه موقیعتشو داشتیم میایم

هلنا. برات لوکیشن میفرستم.*هلنا بلند شد و قبل از رفتن دستشو روی شونه جونگکوک گذاشت و رفت.*

*ات با اخم نگاه میکرد.*

ات. نمیدونم چرا باید با لمس هر چیزی رو بگه. تو چرا انقدر نشستی که بتونه راحت لمست کنه؟؟؟

جونگکوک. ببخشید.... اون کلا اینجوری هست..... ازش ناراحت نشو

ات. داری دفاع میکنی؟؟

جونگکوک. نه

ات. اها الانم داری جواب کوتاه میدی؟؟؟

جونگکوک. ات ببخشید..... چی میخوای بگم؟


ات. هیچی!

جونگکوک. بیا راجب خودمون حرف بزنیم. مثلا اینکه با این لباس داری قلبمو ذوب میکنی

ات. اعصابم خورد کردی.

جونگکوک. برگردیم هتل؟

ات. چرا میخوای فرار کنی؟

جونگکوک. باشه هر چی تو بگی

ات. این لباسا رو بخر

جونگکوک. باشه

*ات رفت لباسای خودشو خرید و خریداشو گذاشت بغل جونگکوک.*

ات. بخرشون

جونگکوک. چشم
#فیک
دیدگاه ها (۰)

#رز_زخمی_من part. 91ات. درد دارهجونگکوک. هنوز قرار ماساژت رو...

#رز_زخمی_من part. 92ات. اصلا هم جنتلمن نیستی. الان که دیگه د...

#رز_زخمی_منpart. 88*جونگکوک ات رو هنوز توی بغل داشت از مغازه...

#رز_زخمی_من. part. 87ات. وایسا برم نوارم رو عوض کنم. جونگکو...

#رز_زخمی_من part. 94ات. قرار دادی بود..... ولی الان نیست، و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط