{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق آمد ودردم از جان گریخت.

عشق آمد ودردم از جان گریخت.
خود درآن دم که به خواب میرفتم،!
آغازازپایان شروع شد
تقدیرمن است این همه،یاسرنوشت توست،یا لعنتیست جاودانه؟
که این فروکش درد،خود انگیزه ی دردی دیگربود،
دیدگاه ها (۸)

من آن مفهومِ مجرد را جُسته ام،پای درپای آفتابی بی مصرف!،که پ...

به من گفت او:«لبی باید بوسید»بدو گفتم من:«لبِ مارِ شکست را!ر...

نخستین نگاهی، که ما را بهم دوخت! نخستین سلامی، که درجان ...

صدا کن مراصدای تو خوب استصدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی استکه ...

امروز، یکم مهر، سالروز میلاد استاد محمدرضا شجریان است؛ خسرو ...

در انتظار دومین دیدار پارت ¹داستان از اونجایی شروع شد که سلی...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

زندگی رَقصِ اَزَلی اَضداد است که در جانِ هستی ریشه دوانده..م...

وقتی منطق دیوار می‌کشد و عشق پنجره را باز می‌کند...روان‌شناس...

تولدت مبارک جونگ کوک دوست داشتنی

p9

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

.....پارت ششم....

📖 آکادمی آستریاپارت چهارم | «راز برج قدیمی»بعد از حرف جنا......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط