{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت اول 💫

پارت اول 💫
ات ویو .
من اتم ۲۴ سالمه و رشته‌ی هنر گرافیک میخونم .
من ۲ سال پیش پدر و مادرم رو طی حادثه ی تصادف از دست دادم . خودم برای اینکه خرجم رو در بیارم توی کافه کار میکنم . خونمون رو فروختم و یه خونه ی کوچیک تر برای خودم خریدم .
من یک استاد دارم که خیلی با آرامشه اسمش کیم تهیونگه . کراشه بهترین دوستم بود ولی الان دوستم آلمانه دلم براش خیلی تنگ شده . و اما استاد اصلیم آقای جئون جانگ کوک .
جذاب ترین استاد و همواره سخت گیر ترین الکی پاست نمیکنه . در کل خیلی هم عبوسه اصن در کل خیلی هم سرده .
وای برم کلاس دیرم شده .
رسیدم در کلاس که دیدن دیرم شده صدای پایه استاده دویدم توی کلاس نشستم که درد زیادی زیر دلم کشید وای امروز چندومه ؟ تقویم رو نگاه کردم دیدم ۱۵ هست وای خدای من . استاد وارد کلاس شد همه برای احترام به پا بلند شدیم خدا واقعا تحملش رو ندارم . داره میریزه .
ات: استاد میتونم از کلاس خارج بشم ؟
کوک: به نظرت میتونی از کلاسم خارج شی برگردی؟
ات: خیلی زود باید برم لطفا .
کوک : خانم کیم کلاس من جایی نیست که هر وقت خواستی ازش خارج شی .
ات: استاد .
کوک : همه میدونن که این دانشگاه....
دیدگاه ها (۲)

پارت ۲ @, دخترم صد بار گفتم نه نه نه × بـــ...ا ششه× ولی من ...

پارت 2 رمان✨ عشق مدرسه ای✨که یهو زنگ تفریح خورد که داشتم میر...

پنج پارتی✨{استاد جدید}پارت اولصبح دوشنبه بود.ات با عجله وارد...

چندپارتی جونگ کوک

تک پارتی✨قهر الکی... صبح بود.کوک تازه از خواب بیدار شده بود ...

A game of love and hateP³ویو آتصبح با صدای زنگ از خواب بیدار...

تک پارتی✨یک روز بدون کوک... صبح زود بود.کوک جلوی آینه ایستاد...

#برادر ناتنی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط