part

part19

جونگ کوک:سوهو بزا من بگم ما داشتیم میومدیم پاین که دیدم ات کم مونده بود بیوفته و منم گرفتمش بغلم و سوهو گفت اوو چقدر بهم میاد و ات دعوا کرد و منم گفتم خب راس میگه و مارو داشت دعوا نیکرد که شما اومدید

هاری:اها بله ولی سوهو راس گفته ها

هوسو:هاری منم به اینو میگم ولی ات دعوا میکنه

ات:وای خدایا چرا خانواده من اینطوریههههه

هاری:زهر مار حالا هم پاشو خوراکی هارو بیار بشینیم فیلم ببینیم

ات:باشه

سوهو:ایول تا فردا عصر هم مامان اینا نمیان امشب هم شما بچه ها بمونین فردا هم که تعطیله

هوسو:راس میگی ها حال میده

هاری:ساکت زنگ بزنم به مامان بپرسم

جونگ کوک:حله

بعد چند مین که هاری با مامانش حرف زد

هاری:بچه هاااااا کیف به حاله

جونگ کوک:چی شده

هاری:مامان گف ماه عسل هم دعوت کردن و ما گفتیم شمارو نبریم و پس فردا میایم

هوسو سوهو:جون بابا هوراااااااااااا

ات:واییییییییییی

جونگ کوک:خب فیلم ترسناک چطوره

هاری:جیغ خیلی حال میده

هوسو:نه احضار خیلی باحاله

سوهو:عهههه انابل به خانه بر می‌گردد

جونگ کوک:چاکی هم خوبه

ات:ولی من میترسم

هاری:ما پیشتیم نترس

ات:باشه(لرز)

ویو ادمینتون
فیلم رو گذاشتن همه بچه ها داشتن حال میکردن و ات می‌ترسید همینکه فیلم صحنه ترسناکش رسید ات پرید جونگ کوک رو بغل کرد

جونگ کوک:ات نترس چیزی نیس

هاری:وای جونگ کوک همونطوری وایسین عکس بندازم(آروم)

هوسو:خیلی بهم میان

سوهو:واییییییییییی فک کن اینا باهم ازدواج کنن

هاری:خیلی خوبن

ات:می‌شنوم هااااا(تو بغل جونگ کوک)
دیدگاه ها (۲)

part 20پرش زمانی به ساعت ۱۲ شب هاری:بچه ها بیاین شماره همو د...

part 21(چون من گشادم. 🤣 پرش زمانی به ظهر)ات:گشنمههههههههههس...

part18پرش زمانی به خونهسوهو:هوراااااااااااا گل زدممممجونگ کو...

part17ات:چی هسجونگ کوک:بزار پاک کنمات:نههههههههجونگ کوک:وا چ...

ارمان عشق و نفرت پارت 5صبح شد آت خیلی درد داشت کوک رفت غذا پ...

هنرمند کوچولوی من

رمان عشق و نفرت پارت۱۱جونگ کوک:آره آت بعد از حرف جونگ کوک لب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط