{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در زمانهای دووووور.....

در زمانهای دووووور.....
بم به دور خورشید می چرخید ....
زمین هم به دور بم.....
یهو زمین و بم با هم برخورد کردند و...
چون زمین از بم بزرگتر بود یه تیکه از بم جدا شد و اسمش شد ماه !!!
به همین خاطر وقتی به یکی میگن چقدر ماهی یعنی چقدر بمیه؛))
ما بمی ها هیچوقت سعی نمیکنیم جذاب باشیم بلکه این جذابیته که سعی میکنه با ما باشه :))
عجب جمله سنگینی بود دیسک کمر گرفتم.
والااااا:))
دیدگاه ها (۴)

007-پنهان در مه - پارت ۷۰

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۱۶: مسیرِ انحرافینگاهش مثلِ تیغ رو...

رمان: گرفتار توپارت چهاردهم (بخش اول: قدرتِ بی‌رحمانه)صدای ض...

پارت ۲۰ سعی کردم دستگیره رو دوباره فشار بدم، ولی انگار قفل ش...

سناریو تهیونگ

صدایی از کامیل نشنید تازه فهمید تو چه موقعیتی هستن. خودشو مر...

I can be myself with himPart¹⁰¹هنوز شروع نکرده بودیم،که تهیو...

دید پنهان انفجار اشکار

[عمارت عشق] part: 2 به سمت اون خانم رفتم. چویا:«خانم دازای س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط