تهیونگ ویو

"𝙼𝚈 𝙷𝚄𝚂𝙱𝙰𝙽𝙳 𝚆𝙸𝙵𝙴"
"𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟸𝟸"

"تهیونگ ویو"

"لی لیام ، فرزند ... . اولین دانشجویی که پس از فارغ التحصیلی موفق به کسب مقامات بالا در رشته‌ی حقوق شد . یکی از برترین وکیل‌های فرانسه با جوایز بین‌المللی و ..."

با خوندن خط به خط پیامی که حاصل تحقیقات جیمین بود اخم‌هایم بیشتر درهم میرفت

نام پدر و سن را نزده بود و همین بیشتر بهمم می‌ریخت

اما چیزی که بیشتر از همه آزارم می‌داد و کنجکاوم کرده بود شباهت نام خوانوادگیش با ا.ت بود

مگر می‌شد ا.ت به کسی پناه برده باشد که از قضا نام‌ خانوادگیشان مشترک است ؟

این قطعا اتفاقی نبود

حتی نمی‌شد احتمال داد پسرعمویش باشد چون پدر ا.ت تک‌فرزند بود

همه‌چیز گیجم کرده بود

نمی‌توانستم تشخیص دهم چه چیزی درست و چه چیزی غلط ...

عصبی عینک‌هایم را در می‌آورم و دستی به چشمانم می‌کشم

دلم می‌خواست دکمه‌ی آف مغزم را بزنم و تا ساعت‌ها از این همه حواشی دور باشم

دیگر نمی‌کشیدم

با صدای الا نگاهم را از صفحه‌ی لب‌تاب می‌گیرم که با دیدنش در آن لباس خشکم می‌زند

واقعا دلم می‌خواست بدانم در آن مغز کوچکش چه می‌گذشت

مثلا می‌خواست تحریکم کند ؟

بیشتر داشت حالم را بهم می‌زد

اگر چه الا دختر زیبایی بود و می‌توانست هر مردی را مال خود کند اما نه منی که چشم دیدنش را نداشتم

بی‌تفاوت به آرایش غلیظ صورتش زل می‌زنم که لبخند روی لبش میماسد

انتظار داشت با دیدن این وضعیتش آب از دهنم سرازیر شود اما او فقط در چشمم حقیرتر شده بود

"𝙱𝙻𝙰𝙲𝙺 𝙶𝙾𝙳𝙳𝙴𝚂𝚂"
دیدگاه ها (۲)

"𝙼𝚈 𝙷𝚄𝚂𝙱𝙰𝙽𝙳 𝚆𝙸𝙵𝙴""𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟸𝟷""ا.ت ویو"سه روز گذشت سه روزی که رو...

"𝙼𝚈 𝙷𝚄𝚂𝙱𝙰𝙽𝙳 𝚆𝙸𝙵𝙴""𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟸𝟶"ساده بود یا احمق ؟ یعنی شک نمی‌کرد...

"𝙼𝚈 𝙷𝚄𝚂𝙱𝙰𝙽𝙳 𝚆𝙸𝙵𝙴""𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟷𝟼"جیمین ــــ تهیونگ یکم فکر کن به لط...

"𝙼𝚈 𝙷𝚄𝚂𝙱𝙰𝙽𝙳 𝚆𝙸𝙵𝙴""𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟽"با صدایی که به زور شنیده میشد گفت :...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط