{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۴۰

پارت ۴۰
اردیا، مرسی
ار، دیانا کلی کیک خورد کلی چیز میز خورد دیانا آروم
مامان، عه چیکارش داری بزار بچم بخوره
ار، چشم هرچی خواستی بگو بدم
دیا، آب بده دیگه نمیخوام
ار، بفرمایید بعد جشن مامانو آبجیم رفتن خونه چون باید میرفتن ماهم سوار ماشین شدیم و رفتیم سمت خونه بعد ۳۰ مین رسیدیم
دیا، رفتیم خونه لباس هام رو عوض کردم و روی تخت آروم خوابیدم که ارسلان از پشت بغلم کرد
ار، شب بخیر بانوی زیبا
دیا، شب بخیر زندگی
دیدگاه ها (۰)

پارت ۴۱۵ ماه بعد دیا،ارسلان ای ارسلان ار، چی شده دیا، ارسلان...

پارت ۴۲یه هفته بعد دیا. همش اوق میزدم میدونستم هنر دست ارسلا...

پارت ۳۹ار،ساعت ۵شد برم دیانا روبیدار کنم عروسک قشنگم پاشو دی...

پارت ۳۸دیا،جشن و امروز میگیریم یا فرداار، امروز دیا، خوب الا...

آخرین شب part5ویو ات:از اتاق رفتم بیرون که دیدم تهیونگ روی ک...

پارت چهارفیک: عشق در تاریکی +کمک میخواییاون جئون بود کسی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط