{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لب پانت رو گزد و سع رد به لحن تمسخرآمزشتوجه ن

لبِ پايينت رو گزيدى و سعى كردى به لحنِ تمسخرآميزش،توجهى نكنى:
"تو اصلا ميدونى كه پدرت چقدر بهم بدهكاره؟تو يه بچه دبيرستانى،چطور قراره پول من رو با گارسونى كردن پس بدى؟تا آخر عمرت هم كاركنى،نميتونى اون پول رو بهم بدى!"
نگاهت رو ازش گرفتى كه مرد،مقابلت روىِ زانوهاش قرار گرفت.
يك كامِ ديگه از سيگارِ برگ گرفت و دودش رو؛تو صورتت فوت كرد:
"بخاطرِ سن و سالت،اجازه ميدم بجاى بار پيشِ خودم بمونى..اميدوارم اين بخشندگيم يادت بمونه و مثلِ پدرت نخواى حرومزاده بازى دربيارى!چون در اين صورت..هرجاى دنيا هم برى پيدات ميكنم و به دردناك ترين شكل ممكن،ميكشمت!"


الکی میگه بعدا میگیرتش👀😂
دیدگاه ها (۳)

با زدنِ آخرين نُت،نگاهت رو به استادت دادى.مردِ بزرگتر،درحالى...

جین اما،زمانى كه سكوتت رو ديد نرم خنديد.بدونِ قطع كردنِ نواز...

"من آدمِ بخشنده اى نيستم نويا!آدمى هم نيستم كه حقِ انتخاب به...

در حالی که دستهات پشت سرت بهم بسته شده بود،مقابل مردی که روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط