{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارتفصل

پارت8فصل2

کوک:میخوایم امروز بریم مسافرت
ا.ت: کجا
کوک: جزیره ججو
ا.ت:خب یونی مدرسه داره
کوک:براش مرخصی گرفتم
ا.ت: منم کار دارم
کوک: این هفته که تو که باهاشون نیستی
ا.ت: خودتم کار داری
کوک: قربونت بشم تا یونی از مدرسه تعطیل شد میریم
ا.ت: خب باشه
کوک: همه چیز هارو گفتم آماده کنن
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ظهر
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ا.ت
زنگ زدم به کوک
کوک: جانم
ا.ت: میرم دنباله یونی بعد میام تا بریم
کوک: باشه عزیزم مراقب باش
ا.ت: خدانگهدار
کوک: خدانگهدار
رفتم دنباله یونی منتظر بودم تا بیاد همه رفتن ولی او نیومد رفتم داخل مدرسه پیش مدیر مدرسشون
م: بفرمایید خانم سریع بگید میخوام مدرسه رو ببندم
ا.ت: من مادر یونی ام
م:اون درسش خیلی خوبه
ا.ت: برای درسش نیومده بودم اومده بودم بگم نمیدونین کجاست چون بیرون هرچه منتظرش بودم نیومد

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۱۰)

پارت9فصل2م: الان من از کجا بدونم که بچه تون کجاسا.ت:امروز مد...

پارت10فصل2کوک: ا.ت بیا سوار شو ا.ت: باید دنبال یونی بگردیم ی...

پارت7فصل2یونی: مامان چیز بدی که نگفتم بابا کوک تو بگواز مافی...

پارت6فصل2یونی تو اتاق خودش بود منو کوک هم پیش هم بودیمکوک:عز...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

Part 14

Love in the dark①⑦بدون چتر رفتم بیرون ا/ت: گونگ گیگونگ گی: ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط