{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خــدایــــــــــا . . . .

خــدایــــــــــا . . . .
می دانم این روزها از دستم خسته ای
کمی صبر کن خوب می شوم...
بگذار باران بزند
دلم بگیرد
میروم زیر آسمانت
دستهایم را می سپارم به دستت
سرم را می گیرم به سمتت
قلبم مالِ تو
اشک هایم که جاری شود
می شوم همانی که دوست داری
پاک
استوار
امیدوار
بگذار باران بزند...!!!
دیدگاه ها (۱)

وقتی میتوانستم صحبت کنم ، گفتند: گوش کن...وقتی میتوانستم باز...

.

.

.

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۷

*تلخ‌ترین دیدار*نماز عید را که خواندیم، آقا توی جایگاه مخصوص...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت15ویو اتبوی ضد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط