میاممنون بابت صبحونه
𝒻𝒶𝓀ℯ🌞⁹⁷
میا:ممنون بابت صبحونه
با لبخند گرمی که بهم تحویل داد گفت
جونگکوک:نوش جونت فرشته ی من
فرشته ی من...من فرشته ی اون بودم؟بعد از
اون همه تنفر و کاری کردم براش فرشته بودم؟
قلب بزرگی داری جئون جونگکوک.دوستش دارم.
خودتو قلبت.عاشقشم..
با لبخندی جوابش رو دادم.چشمام اسیب پذیری رو نشون میداد.دلتنگی...خواسته ها..لمس ها..صحبت ها...حتی کوچیکترین اغوش ها.
میا:تهیونگ کجاست؟
کمی لبخندش محو شد و با لحنی که که
کمی جدی تر شده بود شروع کرد به صحبت کردن
جونگکوک:تهیونگ داشت گند هایی که به بار اوردی جمع میکرد..
میا:اوه..من متاسفم.
جونگکوک:مشکلی نیست.بیا بشین پیشم
میا:اما من پیشت نشستم
جونگکوک پاهاش رو باز تر کرد.از این کار دقیقا
منظورش رو کاملا فهمیدم.
اروم رفتم و بین پاهاش نشستم..
جونگکوک:دلم میخواد دوباره بگیریش..
میا:دستاتو؟
جونگکوک:دستام و با دستات چنگ بزنی،د.یکم و با پو.سی کوچولوت داخل خودت بکشی و محکم بگیریش..
گونه هام کامل سرخ شد.خجالتی شده بودم پس هیچی نگفتم.گذاشتم تنش فضا بعد از مدتی بخوابه.ولی جونگکوک انگاری که خوشش اومده بود.من رو براید استایل بغل کرد و به سمت کاناپه رفت..
جونگکوک:خوشم میاد انقدر کوچیک و سبکی..تو حتی معیار های من توی دختر رو به هم زدی.
میا:یعنی چی؟
جونگکوک:من دختر قد بلند دوست داشتم با بدنی عضلانی..یعنی منظورم این نیست که گنده باشه..اگر بازو هاش رو سفت کرد ماهیچه وجود داشته باشه،یا ساق پا و ران هاش ماهیچه داشته باشه
میا:من چی؟من دارم
جونگکوک:اره زیاد داری.ماهیچه از جنس استخون
منو محکم بین بازو هاش فشار داد و پشت گوشم رو بوسید.
میا:خب استخونه دیگه.اگر منم ورزش میکردم ماهیچه داشتم
جونگکوک:اما الان که نداری!داری؟نه..
میا:جونگکوک
جونگکوک:عشق جونگکوک
میا:سلام.
جونگکوک:سلام
انگار از نظرش زیادی کیوت اومده بودم و محکم منو بغل کرد و کل صورتم و با بوس خیس کرد
تا امار ۵۳۰دیگه پارت نیمزارم
میا:ممنون بابت صبحونه
با لبخند گرمی که بهم تحویل داد گفت
جونگکوک:نوش جونت فرشته ی من
فرشته ی من...من فرشته ی اون بودم؟بعد از
اون همه تنفر و کاری کردم براش فرشته بودم؟
قلب بزرگی داری جئون جونگکوک.دوستش دارم.
خودتو قلبت.عاشقشم..
با لبخندی جوابش رو دادم.چشمام اسیب پذیری رو نشون میداد.دلتنگی...خواسته ها..لمس ها..صحبت ها...حتی کوچیکترین اغوش ها.
میا:تهیونگ کجاست؟
کمی لبخندش محو شد و با لحنی که که
کمی جدی تر شده بود شروع کرد به صحبت کردن
جونگکوک:تهیونگ داشت گند هایی که به بار اوردی جمع میکرد..
میا:اوه..من متاسفم.
جونگکوک:مشکلی نیست.بیا بشین پیشم
میا:اما من پیشت نشستم
جونگکوک پاهاش رو باز تر کرد.از این کار دقیقا
منظورش رو کاملا فهمیدم.
اروم رفتم و بین پاهاش نشستم..
جونگکوک:دلم میخواد دوباره بگیریش..
میا:دستاتو؟
جونگکوک:دستام و با دستات چنگ بزنی،د.یکم و با پو.سی کوچولوت داخل خودت بکشی و محکم بگیریش..
گونه هام کامل سرخ شد.خجالتی شده بودم پس هیچی نگفتم.گذاشتم تنش فضا بعد از مدتی بخوابه.ولی جونگکوک انگاری که خوشش اومده بود.من رو براید استایل بغل کرد و به سمت کاناپه رفت..
جونگکوک:خوشم میاد انقدر کوچیک و سبکی..تو حتی معیار های من توی دختر رو به هم زدی.
میا:یعنی چی؟
جونگکوک:من دختر قد بلند دوست داشتم با بدنی عضلانی..یعنی منظورم این نیست که گنده باشه..اگر بازو هاش رو سفت کرد ماهیچه وجود داشته باشه،یا ساق پا و ران هاش ماهیچه داشته باشه
میا:من چی؟من دارم
جونگکوک:اره زیاد داری.ماهیچه از جنس استخون
منو محکم بین بازو هاش فشار داد و پشت گوشم رو بوسید.
میا:خب استخونه دیگه.اگر منم ورزش میکردم ماهیچه داشتم
جونگکوک:اما الان که نداری!داری؟نه..
میا:جونگکوک
جونگکوک:عشق جونگکوک
میا:سلام.
جونگکوک:سلام
انگار از نظرش زیادی کیوت اومده بودم و محکم منو بغل کرد و کل صورتم و با بوس خیس کرد
تا امار ۵۳۰دیگه پارت نیمزارم
- ۶.۷k
- ۱۴ مهر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط