{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنه دختر داغ بود

تنه دختر داغ بود
درد داشت...اما توی دلش آرامش بود...
آرامش اینه با عشقش خوابیده...:-I
پسرنفس نفس زنان کنار دختره دراز کشیده بود. دختر پیشونیه پسر رو بوسید و دست لرزونشو به میله تخت گرفت و لبه تخت نشست...:-X
دختر درد داشت:-( اما حس خوبی توی دلش بود..♥
:-دردش روی لباش ب لبخند تبدیل میشد..♡♡
دستشو دراز کرد ک از روی زمین لباساشو برداره و بپوشه ک یدفه دست پسر رو روی شونش حس کرد...
دختر فقط ی جمله شنید.کجا لاشی؟لباساتو نپوش!رفیقمم هست......-_-
دیدگاه ها (۲)

پسر کہ گریہ نمیکنہ↻پسڔ بہ گا میرہツ

❌ دوباره دوتا چِشا خَطَن ❌❌بازَم دَمِ صُبحِ و یه دِلِ پُر حَ...

-_-

♞✘یـــــک چــــــــــیزو خـــــوب یـــادگرفتــم✘♞♘✘کــــــــ...

پارت چهار

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³¹...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~انگشت اشاره اش رو آروم سمتش دراز کر...

سکوت پیست²Part:²شاخه ای از موهاش که جلوی صورتش بودو گرفتمو ک...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_16توی سایت انواع مدل هارو با...

پارت ۳(سرنوشت)منو بغل کرد برد داخل بهش گفتم ا/ت:هوی قول بیاب...

پارت ۷: آخرین نفسیک شب، تهیونگ از درد تویِ تخت پیچید. سردردش...

still with you

پارت ۴ویو بلااون حرکت چیزی نبود جز اینکه جونگ کوک دستشو برد ...

____[The Forbidden Crossing]____

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط