.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³¹.

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³¹.
..𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..
~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~


انگشت اشاره اش رو آروم سمتش دراز کرد و ضربه‌ی آرومی به بینیش زد که تنها عکس العملش چین دادن به بینیش بود.

ابرویی بابت واکنش های سریعش بالا انداخت و نیشخند شیطنت آمیزی که روی لبش نقش بست سمت آبی که همراه خودش به اتاقش برده بود رفت و با برداشتنش دوباره بالای سر جِما ایستاد و انگشتش رو داخل آب فرو برد و چنگ قطره کوچیک روی صورت دختر ریخت اما به جای بیدار شدن توی خواب نقی زد و روش رو از جیمین گرفت و به پهلو چرخید و سمت دیگه خوابید.

و اما جیمین که انگار دست بردار نبود رفت اون طرف تخت و با خونسردی که توی چهره‌اش بود نصفی از آب لیوان رو روی صورت جِما و ملافه خالی کرد که دختر وحشت زده با هین بلندی روی تخت نیم خیز شد‌.

جیمین که سعی می‌کرد لبخندش رو پاک کنه بهش با سرگرمی خیره شد.
لیوان رو روی پاتختی گذاشت و دست به سینه شد.

دختر چند بار سرفه کرد تا وضعیت رو هضم کنه.
نگاهش رو توی اتاق گردوند و با دیدن چهره‌ی عصبی جیمین با تعجب بهش زل زد:

_ روم آب ریختی؟!

جیمین برای این حجم از پررو بودن دختر قدمی برداشت و درست روبروش ایستاد:

_ به جای توضیح اینکه تو خونه من چه غلطی میکنی می‌پرسی روت آب ریختم یا نه؟

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲)

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁷وارد داروخانه شد و به سمت پیشخوان رفت...

پارت ۳ خوابم می‌امد حوصله حرف زدن حتی با بهترین دوستم هم ندا...

𝓥𝓸𝓻𝓸𝓳𝓪𝓴 𝓮 𝓶𝓪𝓷³جیمین با عجله وارد کلاس شد. نفسنفس میزد و موها...

P1:پسری که ازم متنفر بود. راوی ویو : دست هاش رو تا مچ توی جی...

dark life = 47ات ایستاد. قلبش از حرکت ایستاد. جیمین. تهیونگ ...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : چهارم » « ذهن جیمین : وقتی خوابیدم س...

{محکوم به لمس } part ۲۶ 杂交种آرو وقتی سکوتش را دید لجباز و یه...

𝖕𝖆𝖗𝖙۱۶تالار بزرگ، غرق در نور شمع بود. اشراف، در لباس‌های ابر...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁶ویو میکا_____صبحِ روزِ ...

دلبر رئیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط