loveingorhateing
#loveing_or_hateing
#Part5
_بهتره یکم ا.ت استراحت کنه بعد
جئون شونه ای بالا انداخت و گفت
_اونش به من ربطی نداره همین که گذاشتم تا همین لحظه ببینیش رو برو شکر کن
خشم رو میتونستم تو چشمای تهیونگ ببینم دستم رو روی دست تهیونگ گذاشتم و گفتم
+مشکلی نیس داداش من همین الان میرم فقط برو برام یه ویلچر بیار
تهیونگ مظلومانه بهم چشمی گفت و از اتاق خارج شد جئون همین طوری بهم زل زده بود که زبون باز کردم و گفتم
+هی جئون میخوام بشینم کمکم کن
جئون دوباره شونهای بالا انداخت و گفت
_اون مشکل من نیس خودت مث یه آدم پاشو و بشین
عصبی داد زدم
+ک//صکش من تازه از تصادف جون سالم به در بردم بعد ازم میخوای که بتونم بدنم رو حرکت بدم؟س//یکتیر بابا
جئون که انگار یه جن دیده و تو چشماش ترس بود اومد کمک کرد من بشینم.بعد از اینکه نشستم و ازم جدا شد گفتم
+مرسی جئون
سرد و جدی لب زد
_خواهش
هه این همون جئونی نبود که چن دقیقه پیش سر دوتا فحش ر//یده بود تو خودش؟هه عجیبه
بعد دو مین تهیونگ با ویلچر وارد اتاق شد ویلچر رو کنار تختم گذاشت و منو براید استایل بغل کرد و گذاشت روی ویلچر که با لبخند گفتم
+مرسی داداشی
همین که از بیمارستان خارج شدیم گفتم
+چمدونم....
جئون وسط حرفم پرید و گفت
_چمدونت تو ماشین منه
چشم غره ای نثارش کردم و تهیونگ منو به سمت ماشین جئون برد و کمکم کرد سوار ماشینش بشم و گفت
_ا.ت چیزایی که گفتم یادت نره و یه چیزی
لباشو نزدیک گوشم کرد و گفت
_جئون مافیاعه سعی کن زیاد نزدیکش نشی اون خیلی عوضی و خطرناکه
سرم رو به نشونه تایید تکون دادم گفتم
+چشم داداشی
لبخند تلخی زد و گفت
_مراقب خودت باش خدافظ
با بغض گفتم
+خدافظ داداش گوریلمممممم
ماشین شروع به حرکت کرد سکوت سنگینی بین منو جئون بود که جئون دهن باز کرد و گفت
منتظر پارتای بعدی باشید گوگولیا
خمارییییییییی
نویسنده:#اد_تهیونگ
#Part5
_بهتره یکم ا.ت استراحت کنه بعد
جئون شونه ای بالا انداخت و گفت
_اونش به من ربطی نداره همین که گذاشتم تا همین لحظه ببینیش رو برو شکر کن
خشم رو میتونستم تو چشمای تهیونگ ببینم دستم رو روی دست تهیونگ گذاشتم و گفتم
+مشکلی نیس داداش من همین الان میرم فقط برو برام یه ویلچر بیار
تهیونگ مظلومانه بهم چشمی گفت و از اتاق خارج شد جئون همین طوری بهم زل زده بود که زبون باز کردم و گفتم
+هی جئون میخوام بشینم کمکم کن
جئون دوباره شونهای بالا انداخت و گفت
_اون مشکل من نیس خودت مث یه آدم پاشو و بشین
عصبی داد زدم
+ک//صکش من تازه از تصادف جون سالم به در بردم بعد ازم میخوای که بتونم بدنم رو حرکت بدم؟س//یکتیر بابا
جئون که انگار یه جن دیده و تو چشماش ترس بود اومد کمک کرد من بشینم.بعد از اینکه نشستم و ازم جدا شد گفتم
+مرسی جئون
سرد و جدی لب زد
_خواهش
هه این همون جئونی نبود که چن دقیقه پیش سر دوتا فحش ر//یده بود تو خودش؟هه عجیبه
بعد دو مین تهیونگ با ویلچر وارد اتاق شد ویلچر رو کنار تختم گذاشت و منو براید استایل بغل کرد و گذاشت روی ویلچر که با لبخند گفتم
+مرسی داداشی
همین که از بیمارستان خارج شدیم گفتم
+چمدونم....
جئون وسط حرفم پرید و گفت
_چمدونت تو ماشین منه
چشم غره ای نثارش کردم و تهیونگ منو به سمت ماشین جئون برد و کمکم کرد سوار ماشینش بشم و گفت
_ا.ت چیزایی که گفتم یادت نره و یه چیزی
لباشو نزدیک گوشم کرد و گفت
_جئون مافیاعه سعی کن زیاد نزدیکش نشی اون خیلی عوضی و خطرناکه
سرم رو به نشونه تایید تکون دادم گفتم
+چشم داداشی
لبخند تلخی زد و گفت
_مراقب خودت باش خدافظ
با بغض گفتم
+خدافظ داداش گوریلمممممم
ماشین شروع به حرکت کرد سکوت سنگینی بین منو جئون بود که جئون دهن باز کرد و گفت
منتظر پارتای بعدی باشید گوگولیا
خمارییییییییی
نویسنده:#اد_تهیونگ
- ۴.۰k
- ۰۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط