درد هوا راپرکرده است امشب..از امشب میخوام دیگه همیشه عجله
درد هوا راپرکرده است امشب..از امشب میخوام دیگه همیشه عجله نداشته باشم..گوش باشم..موبایلم که زنگ میخورد نگویم اه بازم اینه میخواد ناله کنه..میخوام کلمه به کلمه با اونایی باشم که درد دارن و میخوان حرف بزنن..فقط حرف..میخوام دیگه مرتب پای تلفن به مادرم..به پدرم..به دوستای رنجورم نگم باشه باشه یعنی که زودتر قطع کن برم به کارام برسم..ای مرده شور هرچیو ببرن که آدمو با دیگران بیگانه کنه..میخوام نیمه تمام نباشم..سخته ولی میخوام بیشتر اطرافیان رو ببینم..پرعیب وایرادم..پر تحلیل های ابکی و حرف مفتم..یکروزه شدم..پلاک موقتم انگار..پر به اصطلاح خودمون دودره بازی های کوچولو کوچولو..دروغای ریز ریز که مریض بودم و نشد و موبایلم خراب بود وترافیک و وقت نشد..ذهن مریضم پرقضاوته..تو ذهنم فحش بده و رو لبم سپاسگزارم و این حرفا..من از خودم بدم اومده..میخوام انقدر امشب گریه کنم بلکه این دل لامصبم یه کم صاف بشه و صورتم مثل کوچیکیام پرنور..میخوام انقدر دعا کنم که خدا ببخشه منو..منمو یه عالمه بغض که پره های دماغمو داره میلرزونه..رفتم برای گریه...یاعلی.
- ۲.۴k
- ۱۶ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط