{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧
𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 ¹
𝐩𝐚𝐫𝐭 ¹⁵

اَههههه...احمقا نزاشتن مثل آدم چیزی بخورم
با کلی غرغر با خودم بلند شدم و به طرف کلاس درس رفتم
نه....وایسا !
کتاب برنداشتم....اففففففف
سریع رفتم کتابمو توی اتاقم برداشتم و برگشتم سرکلاس
وقتی به کلاس رفتم کلی دانش آموز اونجا بود ولی معلم نه
فقط یه نیمکت دونفره خالی بود .... رفتم اونجا نشستم و کتابمو روی میز گذاشتم
بعد معطل اونجوری وایستادم و به زمین خیره شدم اما می‌تونستم پچ پچ هاشونو واضح بشنوم

ـ اینقدر خودشو میگیره انگار دختر شاهه
ـ آره راست میگی
ـ چقدر خوشگله
ـ نه بابا اونم هرز///ه ای مثل مایاست

هیچی از حرفاشون نمی‌فهمیدم....مایا کیه این وسط ؟
اصلا اونا کین که منو هر////زه خطاب میکنن
احمقا .... دست خودم بود تک تکتون رو زیر پام له میکردم

تو فکر خیالم با خودم جنگ میکردم که دوتا دست مردانه روی نیمکت نشست و اینم بگم همین که این اتفاق افتاد همه دخترای کلاس عر میزدن
سرمو با تعجب بلند کردم و با پسر که نیشخند رو لباش بود مواجه شدم....فاصله صورتش با صورتم زیاد نبود
نفساش کامل روی صورتم خالی میشد
ـ چقدر خوشگل.....
از حرفش خجالت کشیدم اما قیافم تغییر نکرد

به خودم اومدم و نگاهمو ازش گرفتم
ورا : عااا...ممنونم

ـ دوست دخترم میش‍.......

یه دیگه پسر اومد و مشتی کوبوند تو صورتش و حرفش تو دهنش خفه شد
همین که مشتو زد نقش زمین شد و اون یکی پسره هم روی شکمش نشست و هی مشت های تازه مهمون صورتش میکرد

ـ مگه من نگفتم حق نداری بهش دست بزنی ....ها ( عربده )

مشت هاش تمومی نداشت و هی میزد
منم مات اونجوری وایستادم بودم و بدنم اجازه واکنش بهم نمی‌داد
همه دختر و پسرا گوشی هاشونو گرفتن و فیلم میگرفتن... دقیقا مثل غذا خوری !
واقعا باورم نمیشه عوض اینکه این درگیری رو تموم کنن بیشتر دوست دارن درگیری باشه
خیلی دوست داشتم بلند شم و با صدای بلندی بگم بسه ولی نمی‌دونم چرا .... انگار منو رو صندلی نیمکت میخ کردن
فقط قلبم تند تند میزد
همون لحظه صدای زنانه ای اومد
ـ بسه ! ( داد )

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲۰)

فیک نویسه❤️❤️https://wisgoon.com/june_emily

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 ¹𝐩𝐚𝐫𝐭 ¹⁴تهیونگ : اون مال منه....!د...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧 𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 ¹𝐩𝐚𝐫𝐭 ¹³یه دکه گوشه‌ی حیاط توجهم ...

پارت ۸🖤❤️ خوناشام خشن من ❤️🖤‌ویو جونگ کوک🖤صبح با نوری که به ...

قرار داد پارت 1☆[ ویو یوری ] صبح با صدای الارم گوشیم بیدار ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط