برای پدرم که
برای پدرم که
اولین کلامهایم را با او شروع کردم ساده ترین و دلنشینترین کلام" بابا"
برای پدرم که
اولین قدمهایم را روی پاهای مردانه ی او تاتی تاتی کردم
برای پدرم که
در کودکی می پنداشتم قویترین و بزرگترین مرد دنیاست
برای پدرم که
تنها نان نداد " عشق" داد
برای پدرم که حالا نه بزرگی دستانش
که زمختی دستان کار کرده اش ،
ستبری شانه هایش،
بزرگی قلبش،
سیاهی چهره ی آفتاب سوخته اش،
صلابت کلامش،
مهربانی نگاهش
و زیبایی لبخندش را میستایم
برای پدرم که
گاه می اندیشد زحمتهایش را نمی بینیم و خستگی هایش را
برای پدرم که
حالا یقین دارم قویترین وبزرگترین قهرمان زندگی من است....
اولین کلامهایم را با او شروع کردم ساده ترین و دلنشینترین کلام" بابا"
برای پدرم که
اولین قدمهایم را روی پاهای مردانه ی او تاتی تاتی کردم
برای پدرم که
در کودکی می پنداشتم قویترین و بزرگترین مرد دنیاست
برای پدرم که
تنها نان نداد " عشق" داد
برای پدرم که حالا نه بزرگی دستانش
که زمختی دستان کار کرده اش ،
ستبری شانه هایش،
بزرگی قلبش،
سیاهی چهره ی آفتاب سوخته اش،
صلابت کلامش،
مهربانی نگاهش
و زیبایی لبخندش را میستایم
برای پدرم که
گاه می اندیشد زحمتهایش را نمی بینیم و خستگی هایش را
برای پدرم که
حالا یقین دارم قویترین وبزرگترین قهرمان زندگی من است....
- ۱۰.۴k
- ۱۹ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط