عشق بی رحمانه

عشق بی رحمانه
Part 25آخر
اون جیهوپ بود
سریع بغلش کردم
ات: اوپااا
جیهوپ: سلام آجی کوچولو
ات:ووییی دلم برات تنگ‌شده بود.
جیهوپ:‌من بیشتر پرنسس
ات: گیلیلیلی
جیهوپ: قربونت برم
ات: فدات شم
جیهوپ: گلوریا پیش مامانه
ات: عه.. اوک
جیهوپ: چقدر جونگکوک قربون صدقه اش میره
ات: هوففف...
در باز شد
جونگکوک آورم داخل
.جونگکوک: صبح بخیر پرنسس
ات:...
جیهوپ رفت بیرون
جونگکوک: عشقم.. آشتی میکنی؟
ات: تو.. تو منو ول کردی
جونگکوک: ببخشید
ات: نمیدونم..
جونگکوک ات رو بغل کرد و لباش رو بوسید
جونگکوک: یه فرصت دوباره
ات: هف..
جونگکوک: بیا باهم گلوری رو بزرگ‌کنیم ..
ات: جونگکوک
جونگکوک: جانم
ات: اینبار قول بده دیگه ولم نمیکنی
جونگکوک : قول میدم پرنسس
قول انگشتی؟
جونگکوک: قول انگشتی


The end
هوف سرویس شدم
چطور بود
دیدگاه ها (۶۶)

دو شاتی نامجونPart1یعنی چی؟ داره میگه معذرت خواهی کنم؟درحالی...

دو شاتی نامجونPart2آخرمن کاری نکردم..امروز لیانا عوضی دوست ص...

عشق بی رحمانهPart 24ات: به من دست نزن.. تو باعث همه ی دردای ...

عشق بی رحمانهPart23جونگکوک ویووقتی حرف‌میزد قلبم درد می‌گرفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط