{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر تو را به قافیه مهمان نمی کنم

دیگر تو را به قافیه مهمان نمی کنم
یا صحبتی ز چشم غزلخوان نمی کنم

دیگر ز بغض حنجره ها دم نمی زنم
در بی کسی بهانه ی باران نمی کنم

با فکر دستهای تو گرمم نمی شود
فرض بهار و طرد زمستان نمی کنم
حتی اگر نهایت تو بشکند مرا
با پای خسته، فاصله جبران نمی کنم
بر زخمهای کهنه ی قلبم نمک بزن
درد تو را به دست تو درمان نمی کنم

با اینکه خانه ی دل من مست عشق توست
این خانه را به پای تو ویران نمی کنم
دیدگاه ها (۷۹)

دیگر ای دنیا به نامم قرعه ای را وا نکنامتحان پس داده ای را د...

حالم بد است مثل زمانی که نیستیدرداکه تو همیشه همانی که نیستی...

خسته ام از زندگی اما جوانی میکنمدفترم را میگشایم شعر خوانی م...

ﻫﯿﭻ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ﻛﻪ ﺷﺐ ﺷﺪ ﻣﻦ ﺷﺪﻡ ، ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﺕﺑﯽ ﺳﺮ ﻭ ﺳﺎﻣﺎﻥ ﺷﺪﻡ ﺍﻭﺍﺭ...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❷صحبت و حرف فقط باد هوا میباشدبغلم کن که غزل هم ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❶_بخش اول_بله، به تو احتیاج دارم. زیرا تو تنها ک...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑥_بخش دوم_فهمیدم.سریع می‌چپم توی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش اول_دنیا پر از آدم‌هایی است که همدیگر را گ...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

p15

پارت: 21 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*تایلر ابروهاش رو انداخت با...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۶

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط