{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکم کردم "دل"، ولیکن اول بازی بُرید

حکم کردم "دل"، ولیکن اول بازی بُرید
دل بدستش داده بودم پس چرا دل می‌برید؟

نوبتی دیگر گذشت و نوبت من باز شد
شک و تردید صدور "حکم" هم آغاز شد

چشم در چشم حریف و دیگری بر دست یار
بر زمین انداختم "سرباز دل" را بی‌قرار!

اشتباهی کرده بودم "آس دل" دستش نبود!
هیچ خالی مثل خال هندوی مستش نبود

"شاه" داشت اما حریفم "بی بی دل" را ربود
برگ های بی‌ثمر از دست من افتاده بود

بعد از آن بازی نگشتم من دگر گرد قمار
نه گذر کردم از آن کوچه، نه آن شهر و دیار

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

مست مستانِ نگاه چشم مستت شده‌امنکند در چشم شراب ارمنی داری ت...

نیمه شب، من با تو و مهتاب یعنی ممکن استدر میان دشت، در یک قا...

دنیا همه اش مال شما شاد بخندیدما چشم از این عالم بی قافیه بس...

مجنون که شدی درد مرا می‌فهمیپای لیلای قصه‌ها می‌لنگد!!#ارس_آ...

ص ۷۱___می نویسم پریسا سه بار گفت ازاده و تو نشسته ای و به من...

شاه جوکر پارت ۴(البته فکر کنم)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط