فقط ادعا میکرد دوستت دارم
فقط ادعا میکرد دوستت دارم
بدون تو نمیتوانم
بدون تو میمیرم
ولی بایک تلنگر بایک بدقولی رفت
آخرمعنی دوستت دارم را نمیدانست
میخواست به زور این کلمات را داشته باشد
میخواست به زور از آن خودش کند
دوستت دارم مثل یک پیراهن چهار خانه ی رنگی ست که نمیشود تن هرکسی کرد
ادمها گاهی به اشتباه آن را به تن میزنند
که به تن بعضی ها گشاد، تنگ یا زار میزند
دوستت دارم یعنی دادن آرامش به جان های با ارزش زندگی...
بدون تو نمیتوانم
بدون تو میمیرم
ولی بایک تلنگر بایک بدقولی رفت
آخرمعنی دوستت دارم را نمیدانست
میخواست به زور این کلمات را داشته باشد
میخواست به زور از آن خودش کند
دوستت دارم مثل یک پیراهن چهار خانه ی رنگی ست که نمیشود تن هرکسی کرد
ادمها گاهی به اشتباه آن را به تن میزنند
که به تن بعضی ها گشاد، تنگ یا زار میزند
دوستت دارم یعنی دادن آرامش به جان های با ارزش زندگی...
- ۷۶۶
- ۱۱ اسفند ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط