{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Partc

Part22c:
ویو کوک:
هاری رفت دنبال تهیونگ
واقعا باورم نمیشد که اوکی داد یعنی میتونم بگم الان خوشبخت ترین اودم روی زمینممممم اوه دلم میخواد پاشم سریع برم خونه بگیرم برا هودمون ولیی فعلا بستری ام واییی چقدر اخه من این دخترو دوس دارم اوففف تو همین فکارا بودم که در باز شد
(دکتر رو با #میزارم)
# به به بیمار جذاب و خوش هیکل ما
+ جان مگه هیکلشو دیدین
# موقع جراحی بله
+ بعد من هنو ندیدم( زیر لب )
# چیزی گفتید خانوم
+ عام چیزه میگم معاینش نمیکنید
# الان شروع میکنم
دکتر شروع کرد به معاینه کردن من و منم فقط داشتم خندمو به خاطر حرف هاری نگه میداشتم خیلی باحال حسودی کرد اصلا حالتی که وایساده بود و قیافش وای عالی بوددددد
# خب فعلا اوکیه ولی محض احتیاط دوروز اینجا بستری باشن
_ دوروزززززززز
# بله
+ متشکرم دکتر میخواین بکنینش سه ر‌وز
_ عه نه چی چی سه روز دکتر خمون دوروز خوبخ
# خیله حب فقط جناب جئون میتونم یخ سوال بپرسم ازتون
_ بفرمایید
# میتونم بدونم شما گرایشتون چی
_ ام من..
اومدم ادامه بدم که هاری با حالت عصبانیت و یه گوه نخور خاصی تو چشماش به دکتره جواب داد
+ ایشون بح همجنس خودش گرایش نداره خودتونم خسته نکنید از قبل با من نامزده
# اوه متاسفم با اجازه
دکی رف
_ عشقم یزره اروم بدبخت گناه داش.
دیدگاه ها (۶)

Part 23 :+ به من چه اون رو مخم بودددد به اون چه گرایش تو چیه...

Part 24 : ویو هاری :شب شده بود کوک خوابیده بود منم از رو نگر...

Part21:ویو هاری: داشتم گریه میکردم رو دستش که دستشو تکون داد...

Part 20:ویو هاری :ته داشت خمینجوری میگفت و منم فقط یه جارو ن...

تنها با دشمن برادرم < 10اوه تموم شد خوشبختانه همه چیز تموم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط