{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part 23 :
+ به من چه اون رو مخم بودددد به اون چه گرایش تو چیه اصلا به اون چه ربطی داره تو خ ش هیکلی یا نه اصلا مگه دکتر باید بدن بیمارشو ببینم
_ عشقم عشقم اروم باش نفس عمیق بکشششش عمیققق
+ ولم کن بابا هی نفس عمیق
€ اوکی حرطپر راحتی
+ ناراحت شدی فداتشم ؟
_ از دست تو چرا ناراحت بشم من خوشگلم شبو چیکار کنیم
+ هیچ به ته گفتم وسایلمو بیاره اینجا خودشم بلیط یگیره بره پیش لیا بچم اون ور تنهاعه
_ یسسس یعنی فقط منو تو ایم
+ من تو و سوجون
_ ببین از این پسره خوشم نمیادددد رو مخمه
+ وقتی تو نبودی اون پیشم بود و وقتی دلمو شکوندی اون خونش راهم داد هروقت شب میترسیدم میرفتن بغلش میکردم اگ اون نبود تو تنهایی شب میریدم به خودم
_ وایسا وایسا وایسا ببینم تو بغل اون خوابیدی
+ مث دوتا دوست
_ دوتا دوست و مرض همین شد پسره اومد خاستگاریت دیگه
+ اوه خوب شد بحث شد سرش به زا یه زنگ بزنم بش
_ واسه چی زنگ بزنی به اون ها نمیخوام ژنگ بزنی.
+ ششش برم جوابشو بدم بیام
( یه ربع بعد )
ویو ات :
+ امدم
_ رفتی چیکار کنی اینهمه ظول دادیش
+ عیچی دیگه اوکی دادن بش
قصد داشتم اذیتش کنم برا همین گفتم اوکی دادم
_ یعن چی به چی اومی دادی
+ خاستگاری کرد منم بله رو دادم
_ چی میگی تو ها یعنی چی تو الان به من گفتی دوست دارم
+ خب دوست دارم اونم دوست دارم خب
_ واقعا که تو همیشه باید دست بزاری رو احساس من خستم کردی دیگه اه
+ هیششش عشقم اروم شوخی کردم
_ یعنی چی
به قدری عصبانی بود تمام صورتش قرمز بود رگ گردم و دستش زده بود بیرون
+ یعنی گفتم نه همونطور که شنیدی به یکی دیگه قول دادم و همیشه مثله یع دوست خوب یه برادر برام میمونی اونم گفت ممنون که صادقانه جوابمو دادی بعدم قط کردیم
_ ببین دیگه واقعا داری گند بازی میکنیاااااا
+ عشقم میدونستی عصبانی میشی جذاب تر میشی ؟
_ هاری نپیچونم الان اعصاب ندارم یچی میگم دوباره میزاری میری
+ عشقم دست خودم نیس اینجوری که قاطی کردی دارم روانی میشم اهه تو این رگا رو نگا چجوری داره با من حرف میژمه( اینجا یکی رو داریم که عاشق رگه ) اگه همیشه همینجوری عصبی میشی قول نمیدم تو خونه عصبیت نکنم
_ نترس خونه‌ی خودمون که جوردیگه عصبانی میشم
+اونجوریتم دوس دارم
دیدگاه ها (۲۰)

Part 24 : ویو هاری :شب شده بود کوک خوابیده بود منم از رو نگر...

Part 25:ویو هاری : رفتیم خونه استراحت کردیم کوکم رفت دوش بگی...

Part22c: ویو کوک:هاری رفت دنبال تهیونگ واقعا باورم نمیشد که ...

Part21:ویو هاری: داشتم گریه میکردم رو دستش که دستشو تکون داد...

کپی عکس ممنوع

part4🦋جونگکوک«با تکون های ریزی تو بغلم از خواب بیدار شدم که ...

P۲۲💫-چقدر درد داری&خیلی دارم می‌سوزم چند ساعتی این دردو دارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط