{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی P

چند پارتی P10
⚠️هشدار اسمات⚠️(گرچه صحنه های شیرینی رو از دست میدید🤷🏻‍♀️)



اون داشت زیپ لباستو باز میکرد و نمیزاشت چیزی بگی، لباستو درآورد و با لباس زیر بودی، نمیتونستی کاری کنی...
رفت سمت گیره های سو..تین که دید نمیتونه بازشون کنه و چند دقیقه داشت باهاشون ور میرفت دوتاتون داشتین از ته دل بخاطر همچین موضوع مسخره ای میخندیدید، واقعا صحنه ی شیرینی بود(البته اینکه مست بودید هم بی تاثیر توی خنده هاتون نبود😐😂)
وسط خنده ها :
ا.ت: بزار خودم بازش کنم، تو نمیتونی😂
هیونجین: هرکاری میکنی فقط باز کن این لعنتی رو.
بازش کردی و اون برای اولین بار سی..نه هاتو دید، نمیتونست چشماشو از روشون برداره
دستاتو گذاشتی روشون: هی بس کن دارم خجالت میکشم، نکن!
تیشرتو و شلوارشو درآورد و شروع کرد به مارک گذاشتن روی گردنت اونقدر عمیق و محکم میمکید که همون لحظه گردنت پر از نقطه های بنفش با رگه های قرمز شد این کارو تا روی سینه هات ادامه داد و رفت سراغ شو.رتت، درش آورد و پاهاتو از هم باز کرد و سرشو گذاشت لای پات و شروع به خوردن و لیسیدن کرد، جوری میلیسید که همون اول خیس شدی.
با همون لیسیدنا تونست نالتو از لذت دربیاره. بلند ناله میکردی و قطعا صدات بیرون میرفت، هیونجین یهو دستشو گذاشت روی دهنت...
هیونجین: هیسسس، دختر اینطوری که تو ناله میکنی همه میفهمن دارم باهات چیکار میکنم
ا.ت: (دستشو از روی دهنت برمیداری) تا کی میخوای فقط تحریکم کنی؟ نمیخوای بالاخره کارتو تموم کنی؟ پس کی خودتو وارد این بازی کثیفمون میکنی؟ (لحنت تحریک کننده و سک..سی بود)
شور.تش رو میکشی پایین، فکر نمیکردی با یه چیز تقریبا ۲۴ سانتی مواجه بشی
میگی: هیونجینا خواهش میکنم معطلم نکن وگرنه خودم میشینم روش، دیدی داره طولش میده، خواستی بشینی که نگهت داشت: یاااا ا.ت صبر کن عشقم تو که نمیخوای الان بچه داری شی!
و بعد سریع کان.دوم رو باز میکنه و میزاره و از جلو وارد میشه(یعنی جوری که صورتتون رو به همدیگه اس، نه داگی استایل)
چون اولین بار بود خیلی درد گرفت، صبر کرد تا قشنگ گشاد بشی و عادت کنی و بعد شروع کرد به تلمبه زدن توی تو، صدای تلمبه زدناش کل اتاقو گرفته بود.

از درد و لذت ناله میکردی و هی اسمشو صدا میکردی و اون از این لذت میبرد... دستشو گذاشت تا صدای ناله هات نره بیرون، درِ گوشِت زمزمه کرد: عشقم اگه الان تو کمپانی نبودیم قطعا دستمو بر میداشتم تا اون ناله های قشنگ و سک.سی رو گوش کنم.

هیونجین کم کم داشت هوشیار میشد ولی تو چون ظرفیت کمتری داشتی هنوز به شدت مست بودی.
حالتت جوری بود که انگار همچی رو متوجه نمیشد حالیت نبود که کی لختت کرد و واردت شد ولی میتونستی لذتو حس کنی، میتونستی دردو حس کنی




در آخر بعد از ۵ راند ازت میکشه بیرون و میاد کنارت میخوابه و کاملا هوشیار شده و میدونه که بخاطر مستی خوابت برده.

صبح: ...........

منتظر پارت بعد باشید
دیدگاه ها (۲)

چند پارتی P9در باز شد... چان بود... اون شما دوتا رو تو این و...

چند پارتی P8فلیکس: اوه اوه پاشید ضایع نکنید ا.ت داره میاد.هم...

تو یک احمقی!(پارت ۲)

پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط