{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
یک روز،یک جایی‌،ناگهان،
این اتفاق برای ما می‌‌افتد:
کتابمان را می‌‌بندیم،عینکمان را از چشم برمیداریم،شماره‌ای را که گرفته ایم قطع می‌کنیم و گوشی را روی میز می‌گذاریم،ماشین را کنارِ جاده پارک می‌‌کنیم و دستمان را از روی فرمان برمیداریم...
اشک‌هایمان را پاک می‌کنیم و خودمان را در آینه نگاه می‌کنیم!
همانطور که در خیابان راه می‌رویم
همانطور که خرید می‌کنیم
همانطور که دوش میگیریم
ناگهان می‌‌ایستیم
می‌گذاریم دنیا برای چند لحظه بایستد...
و بعد همانطور که دوباره راه می‌رویم
و خرید می‌کنیم
و شماره می‌‌گیریم
و رانندگی‌ می‌کنیم
و کتاب می‌خوانیم
از خودمان سوال می‌کنیم
واقعا از زندگی‌ چه می‌خواهم؟
به احتمالِ قوی از آن روز به بعد اجازه نمی‌‌دهیم
هیچ کسی‌،هیچ حرفی‌،هیچ نگاهی‌،
زندگی‌ را از ما پس بگیرد...
.
#نیکی_فیروزکوهی
دیدگاه ها (۱)

....

....

خطای دید...گوشیتو تکون بده دایره ها هم تکون میخورن

ولا...د اخلاق مهم تر؟؟؟؟

نیکزاد افرسی نیا هرسین کرمانشاه معنای زندگی

🔦𝑺𝒆𝒗𝒆𝒏 𝑫𝒂𝒚𝒔 𝒊𝒏 𝑯𝒂𝒘𝒌𝒊𝒏𝒔 : هفت روز در هاوکینز 🍪𝑷𝒂𝒓𝒕 ¹⁵ : پارت ...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱۱ | «همه با هم» ...

عشق در دنده آخرپارت : ۵۲ آسمان آبی و جاده کوهستانی تقریباً خ...

زن سرنوشت ساز

پیوند خون و اختیارپارت ۵ | اعتمادی که ترک برداشتباران شدیدی ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۱۱‌فلش بک به صبح مهم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط