{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح فقط چشمان تو بود که مثل خورشید تمام قلب و روحم را روش

صبح فقط چشمان تو بود که مثل خورشید تمام قلب و روحم را روشن کرد...وای که چشمات تمام حرف های نگفته ات را به من میگوید..نفسی از دیدن چشمات سیر نمیشم...
فدای جفت چشمای زیبات..
دردشون به جونم..
دیدگاه ها (۲)

𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐘𝐨𝐮 \ part² "توصیف در یک جمله:حقیقت و طوفانِ محبت"تهیون...

پارت دوم عروسک کوچولو بعد چند دقیقه رسیدن به عمارت شخصی کوکو...

پرسه در جنگل... کوک از کنار ات رد شد.کوک: دنبالم بیا.ات با ک...

پارت ۷ که جین انگار یه چیزی یادش اومد و با صورتی سوالی و ترد...

در جنگل... صبح...ات با حال خوبی از خواب بیدار شد.لباسش را عو...

پرسه در جنگل... صبح...ات از پله‌ها پایین دوید.موهایش هنوز کم...

پرسه در جنگل... صبح...نور ملایم خورشید اتاق را روشن کرده بود...

پرسه در جنگل... صبح...نور خورشید آرام داخل اتاق ات افتاد.ات ...

سناریو قفل آبی پارت ۴

🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۹«قولی برای همیشه»سه ماه گذشته بود.بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط