قلب تپنده پارت
قلب تپنده پارت ۱۵
از زبان ات
مونده بودم چه بهونه ای بیارم و سعی کردم بحث رو عوض کنم
_آخه تو..
+آخه من چی کوچولو
_تو کارهای مهمتری داری نمیخام مزاحمت بشم
+نه اتفاقا امروز اصلا سرم شلوغ نیست
_الان میخام رو درسام تمرکز کنم بیا بعدا دربارش حرف بزنیم
_همون لحظه استاد اومد تو و دیگه خداروشکر بحث ادامه پیدا نکرد
پرش زمانی به بعد از دانشگاه
از زبان ات
_سریع رفتم به میا و همه چیو بهش گفتم و اونم قبول کرد نقش بازی کنه که مثلا بعد از دانشگاه قراره با هم درسامون رو تمرین کنیم
کوک اومد پیشمون
+خب ات نمیخای بیای بریم
_نه تو با بچه ها برو من با میا تو دانشگاه میمونم مگه نه میا
میا:آره حق با اته از اونجایی که شب نمیتونم تو مهمونی باشم حداقل الان پیش ات باشم
+خیلی خب باشه خدافظ(کوک رفت)
میا: رفتارش عجیب نبود
_چرا
میا: آخه خیلی سریع قبول کرد
_ولش مهم اینه که مخالفتی نکرد
میا: خب عشقولیم پس من میرم مراقب باش داداشت نفهمه اوکی؟
_خیلی خب باشه بای
_از میا خدافظی کردم و سریع رفتم باشگاهه دانشگاه و اونجا بلافاصله جین رو دیدم وای با اون صورت کیوتشششش
=بلاخره اومدی ات
_خیلی منتظر موندی
=نه اصلا مشکلی نیست...خب اول میخای چی بهت یاد بدم
_خب تو خودت گفتی بیام نمیدونم
=خب بیا چند تا حرکت بهت آموزش بدم که دفعه بعد بتونی دهن اون ۳ تا رو سرویس کنی
همون لحظه کوک اومد تو
+خب خب میبینم که بیبیم سعی کرده منو گول بزنه..بگو ببینم یادت که نرفته من مافیام
_کوک تو اینجا چیکار میکنی
+تو با جین اینجا چیکار میکنی قرار میزارین
_نه بابا من بهت توضیح میدم
+لازم نکرده خودم میدونم
_اومد سمتم و از مچ دستم گرفت و کشید سمت خودش و از باشگاه رفتیم بیرون جین هم از پشت سرمون اومد بیرون و گفت
=هی تو حق نداری ببریش
_کوک برگشت سمت جین و یغه لباسش رو محکم گرفت و گف
+چیزی که مال خودم باشه رو هرجایی بخام میبرم فهمیدی
=ات این چی میگه؟
_هیچی ولش(رو به کوک)بیا بریم کوک
+صبر کن خانوم خانوما با شمام کار دارم
_دستمو دوباره کشید و سوار ماشینش شدیم و تو راه گف
+چرا تو باشگاه قرار گذاشته بودین
_قرار نذاشته بودیم میگممممم(کمی داد)
+بگو ببینم قرار گذاشتن شاخ داره یا دُم داره ضایع بود قرار گذاشته بودین(کوک تو دلش:میدونستم قرار نذاشته آخه من آتو همه کاراش رو دارم و حساب اون ۳ تا دختر رو هم قبل اینکه دیر بشه رسیدم)
_نه کوک قرار نبود
+بگو ببینم دوستش داری؟
_کیو..جین رو میگی
+اوهوم
_نه بابا
+از کجا اعتماد کنم
از زبان کوک
+همون لحظه رسیدیم به دم در ویلا و ماشین رو پارک کردم ولی هنوز تو ماشین نشسته بودیم که ات پرسید
_میخای یکاری کنم اعتماد کنی؟
+اوهوم..همون لحظه ات اومد نزدیک و لباش رو روی ل/بام گذاشت ولی سریع ورداشت
_من قلبم مال توعه من تورو دوستت دارم گوگولیم
+کوچولو هزار بار بهت گفتم بهم نگو گوگولی
_خب بجاش میگم کیوت
از زبان ات
_همون لحظه ل/باش رو روی ل/بام گذاشت و محکم م/ک زد و در گوشم گفت
+خیلی خوشمزه بود فسقلی
_اگه بخای بهم بگی فسقلی یا کوچولو منم بهت میگم کیوت و گوگولی
+پس از این به بعد بهت میگم جوجو
_نه جوجو هم که همونه اصلا من باهات قهرم
+راستی حساب اون دخترا رو هم رسیدم
_چیکارشون کردی
+دیگه تو مدرسه نمیبینیشون
_نکشتیشون که
+نه دیوونه(بچم هر ۳ تاشون رو زده ناکار کرده ولی میگه نکشتتشون🤣😅)
_خیلی خب ولی من همچنان باهات قهرم یادت نره(ات از ماشین پیاده شد و رفت)
از زبان کوک
وایییی نمیدونم وقتی که منو ب/وسید چرا انقد ذوق کردم انگار قند تو دلم آب شد ولی(خودتو جمع و جور کن کوک تو مافیایی)
واییییییییییییییییی ولی خب آخرش دلیل قهر کردنش رو نفهمیدم
از زبان ات
سریع رفتم توی اتاقم لپام سرخ شده بودن وایی بلاخره بهش اعتراف کردم نمیدونم کار درستی بود یا نه ولی خب مهم اینه که الان من مث چی دوستش دالممممممم که دیدم تق تق در اتاقم رو زدن
_بله کیه
+منم کوک
_بیا
_چه عجب در زدی
+هنوز باهام قهری
_آره
+باشه پس الان یه کاری میکنم که دیگه باهام قهر نباشی
_کوک حد و مرز رو رد نکن میدونی که
+اگه رد کنم چی میشه
_جیغ میزنم
+باشه پس...
...ادامه دارد...
شرط: ۲۰ لایک و ۱۰ کامنت و ۵ بازنشر
از زبان ات
مونده بودم چه بهونه ای بیارم و سعی کردم بحث رو عوض کنم
_آخه تو..
+آخه من چی کوچولو
_تو کارهای مهمتری داری نمیخام مزاحمت بشم
+نه اتفاقا امروز اصلا سرم شلوغ نیست
_الان میخام رو درسام تمرکز کنم بیا بعدا دربارش حرف بزنیم
_همون لحظه استاد اومد تو و دیگه خداروشکر بحث ادامه پیدا نکرد
پرش زمانی به بعد از دانشگاه
از زبان ات
_سریع رفتم به میا و همه چیو بهش گفتم و اونم قبول کرد نقش بازی کنه که مثلا بعد از دانشگاه قراره با هم درسامون رو تمرین کنیم
کوک اومد پیشمون
+خب ات نمیخای بیای بریم
_نه تو با بچه ها برو من با میا تو دانشگاه میمونم مگه نه میا
میا:آره حق با اته از اونجایی که شب نمیتونم تو مهمونی باشم حداقل الان پیش ات باشم
+خیلی خب باشه خدافظ(کوک رفت)
میا: رفتارش عجیب نبود
_چرا
میا: آخه خیلی سریع قبول کرد
_ولش مهم اینه که مخالفتی نکرد
میا: خب عشقولیم پس من میرم مراقب باش داداشت نفهمه اوکی؟
_خیلی خب باشه بای
_از میا خدافظی کردم و سریع رفتم باشگاهه دانشگاه و اونجا بلافاصله جین رو دیدم وای با اون صورت کیوتشششش
=بلاخره اومدی ات
_خیلی منتظر موندی
=نه اصلا مشکلی نیست...خب اول میخای چی بهت یاد بدم
_خب تو خودت گفتی بیام نمیدونم
=خب بیا چند تا حرکت بهت آموزش بدم که دفعه بعد بتونی دهن اون ۳ تا رو سرویس کنی
همون لحظه کوک اومد تو
+خب خب میبینم که بیبیم سعی کرده منو گول بزنه..بگو ببینم یادت که نرفته من مافیام
_کوک تو اینجا چیکار میکنی
+تو با جین اینجا چیکار میکنی قرار میزارین
_نه بابا من بهت توضیح میدم
+لازم نکرده خودم میدونم
_اومد سمتم و از مچ دستم گرفت و کشید سمت خودش و از باشگاه رفتیم بیرون جین هم از پشت سرمون اومد بیرون و گفت
=هی تو حق نداری ببریش
_کوک برگشت سمت جین و یغه لباسش رو محکم گرفت و گف
+چیزی که مال خودم باشه رو هرجایی بخام میبرم فهمیدی
=ات این چی میگه؟
_هیچی ولش(رو به کوک)بیا بریم کوک
+صبر کن خانوم خانوما با شمام کار دارم
_دستمو دوباره کشید و سوار ماشینش شدیم و تو راه گف
+چرا تو باشگاه قرار گذاشته بودین
_قرار نذاشته بودیم میگممممم(کمی داد)
+بگو ببینم قرار گذاشتن شاخ داره یا دُم داره ضایع بود قرار گذاشته بودین(کوک تو دلش:میدونستم قرار نذاشته آخه من آتو همه کاراش رو دارم و حساب اون ۳ تا دختر رو هم قبل اینکه دیر بشه رسیدم)
_نه کوک قرار نبود
+بگو ببینم دوستش داری؟
_کیو..جین رو میگی
+اوهوم
_نه بابا
+از کجا اعتماد کنم
از زبان کوک
+همون لحظه رسیدیم به دم در ویلا و ماشین رو پارک کردم ولی هنوز تو ماشین نشسته بودیم که ات پرسید
_میخای یکاری کنم اعتماد کنی؟
+اوهوم..همون لحظه ات اومد نزدیک و لباش رو روی ل/بام گذاشت ولی سریع ورداشت
_من قلبم مال توعه من تورو دوستت دارم گوگولیم
+کوچولو هزار بار بهت گفتم بهم نگو گوگولی
_خب بجاش میگم کیوت
از زبان ات
_همون لحظه ل/باش رو روی ل/بام گذاشت و محکم م/ک زد و در گوشم گفت
+خیلی خوشمزه بود فسقلی
_اگه بخای بهم بگی فسقلی یا کوچولو منم بهت میگم کیوت و گوگولی
+پس از این به بعد بهت میگم جوجو
_نه جوجو هم که همونه اصلا من باهات قهرم
+راستی حساب اون دخترا رو هم رسیدم
_چیکارشون کردی
+دیگه تو مدرسه نمیبینیشون
_نکشتیشون که
+نه دیوونه(بچم هر ۳ تاشون رو زده ناکار کرده ولی میگه نکشتتشون🤣😅)
_خیلی خب ولی من همچنان باهات قهرم یادت نره(ات از ماشین پیاده شد و رفت)
از زبان کوک
وایییی نمیدونم وقتی که منو ب/وسید چرا انقد ذوق کردم انگار قند تو دلم آب شد ولی(خودتو جمع و جور کن کوک تو مافیایی)
واییییییییییییییییی ولی خب آخرش دلیل قهر کردنش رو نفهمیدم
از زبان ات
سریع رفتم توی اتاقم لپام سرخ شده بودن وایی بلاخره بهش اعتراف کردم نمیدونم کار درستی بود یا نه ولی خب مهم اینه که الان من مث چی دوستش دالممممممم که دیدم تق تق در اتاقم رو زدن
_بله کیه
+منم کوک
_بیا
_چه عجب در زدی
+هنوز باهام قهری
_آره
+باشه پس الان یه کاری میکنم که دیگه باهام قهر نباشی
_کوک حد و مرز رو رد نکن میدونی که
+اگه رد کنم چی میشه
_جیغ میزنم
+باشه پس...
...ادامه دارد...
شرط: ۲۰ لایک و ۱۰ کامنت و ۵ بازنشر
- ۲۱.۶k
- ۱۸ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط