روزی ملانصرالدین الاغ خود را با زحمت فراوان به پشت بام بر
روزی ملانصرالدین الاغ خود را با زحمت فراوان به پشت بام برد. . .
بعد از مدتی خواست او را پایین بیاورد ولی الاغ پایین نمی آمد.! ! !
نمی دانست الاغ بالا می رود ولی پایین نمی آید ! ! !
پس از مدتی تلاش ملا نصرالدین خسته شد و پایین آمد
ولی الاغ به شدت جفتک می انداخت و بالا و پایین می پرید تا اینکه سقف فرو ریخت و الاغ جان باخت..! ! !
ملا که به فکر فرو رفته بود با خود گفت : لعنت بر من که ندانستم اگر خری را به جایگاه رفیعی برسانم هم آن جایگاه را خراب می کند و هم خود را هلاک مینماید !
بعد از مدتی خواست او را پایین بیاورد ولی الاغ پایین نمی آمد.! ! !
نمی دانست الاغ بالا می رود ولی پایین نمی آید ! ! !
پس از مدتی تلاش ملا نصرالدین خسته شد و پایین آمد
ولی الاغ به شدت جفتک می انداخت و بالا و پایین می پرید تا اینکه سقف فرو ریخت و الاغ جان باخت..! ! !
ملا که به فکر فرو رفته بود با خود گفت : لعنت بر من که ندانستم اگر خری را به جایگاه رفیعی برسانم هم آن جایگاه را خراب می کند و هم خود را هلاک مینماید !
- ۱.۴k
- ۰۹ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط