{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم برایت تنگ شده

دلم برایت تنگ شده
دلم پنجره ایی را می خواهد
که به کوچه ایی باز باشد که راه توبود
کوچه ایی که دلتنگی هایم را بیاد دارد
به انتظار کشیدن هایم را
شب زنده داری و بیداری هایم را
شب هایی که نظاره گر تنهایم بود
آن پنجره هم بر تو حسودی می کرد
نمی خواست تو را ببینم
ولی این دل دیوانه من
مگر این حرف ها حالیش بود تا خود
صبح دیده به انتهای کوچه چشم انتظارت می ماند
دیدگاه ها (۱۰)

یادم می آید،نگران بودم که تنهایم بگذاری،مرا در اغوش گرفتی و ...

عاشقانه های شبنم

گوشواری به دو گوشم می‌آويزماز دو #گيلاس سرخ همزادو به ناخن‌ه...

رهایم نکن خدابدون تو دنیا عجیب جای ترسناکی‌ست،چقدر می‌ترسم ب...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

سلام صبح جمعتون عالی بعد عمرے در ڪجا باید ڪہ پیدایت ڪنم؟!از ...

پس میون اون شب‌های سخت‌ات دل‌تنگ من هم شدئ؟ دل‌تنگ خودِ قدیم...

پدرم نیست ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط