{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم برایت تنگ شده

دلم برایت تنگ شده
دلم پنجره ایی را می خواهد
که به کوچه ایی باز باشد که راه توبود
کوچه ایی که دلتنگی هایم را بیاد دارد
به انتظار کشیدن هایم را
شب زنده داری و بیداری هایم را
شب هایی که نظاره گر تنهایم بود
آن پنجره هم بر تو حسودی می کرد
نمی خواست تو را ببینم
ولی این دل دیوانه من
مگر این حرف ها حالیش بود تا خود
صبح دیده به انتهای کوچه چشم انتظارت می ماند
دیدگاه ها (۱۰)

به یاد خاطره ها سوی دیار امد ه ام برای دیدن یار به گندم زار ...

بی قرارم ، بی قرار برگردیخسته از روزگار بر گردیدر غروبی غمین...

گاهی به خدا نفس کشیدن سخت استیعنی نفسی تو را ندیدن سخت استبا...

(گفتی چه خبر، گفتم و هرگز نشنیدیجز دوری‌ات ای عشق، به قرآن خ...

بعد عمرے در ڪجا باید ڪہ پیدایت ڪنم؟!از ڪدامین پنجرہ باید تمن...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.33(از زبون نویسنده)ا.ت بل...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.106(از زبون ا.ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط