{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی بچه بودم، دعا میکردم که خدا به من دوچرخه بدهد، بعد ف

وقتی بچه بودم، دعا میکردم که خدا به من دوچرخه بدهد، بعد فهمیدم که تخصص خدا در دادن چیزهای دیگریست!

بخاطر همین یک دوچرخه دزدیدم و از خدا تقاضا کردم که مرا ببخشد.

👤 آل پاچینو
دیدگاه ها (۱)

فیک:زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت دوم(یک هفته بع...

#تجربه_من ۱۳۶۵#فرزندآوری #جنسیت_فرزند #حق_حیات #سقط_جنین سلا...

I'm not jealous part 63صدای آشنایی نه چندان دور شنیدم؟نمیدون...

رمان تو خود منی

مافیای من

★彡   Part 18 彡★ انگار وضعیت اون هم همین بود.جذاب لعنتی.با اه...

اهم کپشن مهم

من اینو با تمام وجودم حس کردم زمانی که نصفه شب دکتر فاطمه او...

روایتی عجیب در مورد آخرالزمان

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:24یونگی:ا ا.ت..صبر کن بب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط