شبح ابی پارت

☆شبح ابی پارت ۳☆


چند روز بعد، موهانا، اوبانای و مویچیرو برای اولین ماموریت رسمی هاشیراها فراخوانده شدند. هدف، از بین بردن یک شیطان قوی در حومه شهر بود.

موهانا بدون هیچ حرف اضافه‌ای جلو رفت و حرکاتش دقیق و حرفه‌ای بود. مویچیرو کنارش حرکت می‌کرد و گاهی با لبخندی آرام به او نگاه می‌کرد:
«خیلی خوب پیش می‌ری، موهانا.»

اوبانای پشت سرش ایستاده بود و با حالت مراقبتی و کمی غیرتی گفت:
«بیشتر مراقب باش، هیچ‌کس نمی‌تونه بهت صدمه بزنه، مخصوصاً تو.»

موهانا سرش را کمی به سمت او چرخاند و با آرامش گفت:
«می‌دونم، برادر.»

وقتی شیطان ظاهر شد، سانمی که هم‌تیمی نبود اما از قبل حضورش لازم بود، وارد شد تا کمک کند. موهانا و مویچیرو با هماهنگی حمله کردند و با مهارت بالا، شیطان را زمین زدند.

بعد از مبارزه، مویچیرو به موهانا گفت:
«با تو مبارزه کردن خیلی راحت بود. امیدوارم دوباره با هم باشیم.»

اوبانای با غیرتی خاصش، دوباره جلو آمد و گفت:
«کمی هم مراقب خودت باش، نمی‌خوام هیچ‌کس به خواهرم آسیب بزنه.»

موهانا لبخندی کوچک زد، اما باز هم سرد و آرام به نظر می‌رسید. این ماموریت نشان داد که او نه تنها قوی و مستقل است، بلکه حتی برادرش هم نمی‌تواند کنترل کاملی رویش داشته باشد.



ببخشید کوتاه شد:)
دیدگاه ها (۰)

☆شبح ابی پارت ۴☆بعد از ماموریت، موهانا و مویچیرو کنار رودخان...

~عشق روانی من ~☆پارت ۱۰☆هانما آرام کنار ا/ت نشست و دستش را ب...

☆شبح ابی پارت ۲☆بعد از جلسه، موهانا کنار سالن ایستاده بود و ...

☆شبح ابی پارت ۱☆سالن جلسه پر از هاشیراها و اعضای قوی بود. هم...

رمان سونادو

ازمایشگاه سرد

4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط