{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردی باهمسرش در خانه تماس گرفت و گفت:"عزیزم ازمن خواسته ش

مردی باهمسرش در خانه تماس گرفت و گفت:"عزیزم ازمن خواسته شده كه با رئیس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به كانادابرویم"


ما به مدت یك هفته آنجا خواهیم بود.این فرصت خوبی است تا ارتقائ شغلی كه منتظرش بودم بگیرم بنابراین لطفا لباس های كافی برای یك هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده كن ...ما از اداره حركت خواهیم كرد و من سر راه وسایلم را از خانه برخواهم داشت،راستی اون لباس های راحتی ابریشمی آبی رنگم را هم بردار

زن با خودش فكر كرد كه این مساله یك كمی غیرطبیعی است اما بخاطر این كه نشان دهد همسر خوبی است دقیقا كارهایی را كه همسرش خواسته بود انجام داد..


هفته بعد مرد به خانه آمد ، یك كمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب ومرتب بود.


همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسید كه آیا او ماهی گرفته است یا نه؟


مرد گفت :"بله تعداد زیادی ماهی قزل آلا،چند تایی ماهی فلس آبی و چند تا هم اره ماهی گرفتیم . اما چرا اون لباس راحتی هایی كه گفته بودم برایم نگذاشتی؟"


زن جواب داد: لباس های راحتی رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم
دیدگاه ها (۶)

روزی مریدان نزد شیخ رفتند و از او پرسیدند: یا شیخ! فیلترینگ ...

تا حالا دقت کردین Google earth این امکان رو به ما میده که بر...

امروزم را با نام بخشندگی تو آغاز میکنم .....یا ارحم الراحمین...

بفرمائید صبحانه........... آقا هادی بفرما.........

🦢 پارت دوم | یک هفته تا عروسیصبح روز بعد، خانه از همیشه شلوغ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

هنگام مرگم نگران نخواهم بود… و اهمیتی به جسد پوسیده‌ام نخواه...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

Five

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

قسمت ۶

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۵‌با شروع ماه سوم، ر...

نام: قرارداد نفرتPart:²⁰بعد از ناهار، صدای مادر جونگکوک از پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط