{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیستون هیچ، دماوند اگر سد بشود

بیستون هیچ، دماوند اگر سد بشود
چشم تو قسمت من بوده و باید بشود

زده ام زیر غزل؛ حال و هوایم ابریست
هیچ کس مانع این بغض نباید بشود

بی گلایل به در خانه تان آمده ام
نکند در نظر اهل محل بد بشود؟

تف به این مرگ که پیشانی ما را خط زد
ناگهان آمده تا اسم تو ابجد بشود

ناگهان آمد و زد، آمد و کشت، آمد و برد
او فقط آمده بود از دل ما رد بشود

تیشه برداشته ام ریشه خود را بزنم
شاید افسانه من نیز زبانزد بشود

باز هم تیغ و رگ و.. مرگ برم داشته است
خون من ضامن دیدار تو شاید بشود..

حامد بهاروند
دیدگاه ها (۲)

: میخواااام "تنهاااایی" رو کاااامل توصیف کنم: ...

سلامتی همه، دوستان

ولی کووووووو؟؟؟؟

چه کسی میفهمد؟در دلم رازی هستمیسپارم آنرا به خیال شب و تنهای...

قرار زیر بارانجونگ‌کوک از وقتی از خانه بیرون آمده بود، فقط ی...

پارت دوم: اتاق پدرصدای شلیک هنوز در تمام عمارت می‌پیچید.مهما...

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت شــشم 𓆪 🖤🥀نامجون ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 6️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین تا مدت‌ها کن...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

سلام سلام خوشگلا، این دوستمون داره به فیکشن جذاب از جونکوک م...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 161✦...................

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت17ویو کوکدست‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط